ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٧٩ - فصل(٢٢) جريان جنگ احد و فداكارى آن جناب
مردم مشركين گريختند، و در آن روز قبيله مخزوم از ميان رفتند، و على ٧ آنان را رسوا كرد.
فرمود: و على ٧ با حكم بن اخنس جنگيد و با شمشير پاى او را از ميان رانش جدا كرد كه بدان وسيله هلاك شد، و چون مسلمانان چنين پيشرفت و شهامتى كردند امية بن أبى حذيفه (يكى از پهلوانان و سر كردگان مشركين) پيش آمد و زره بتن داشت و ميگفت: امروز در برابر روز بدر است (يعنى بايد شكست بدر را تلافى بكنيم، و انتقام آن كشتگان را بگيريم) پس مردى از مسلمانان برابرش رفت أمية او را كشت، در اين هنگام على ٧ بدو حمله برد و با شمشير بر سر او زد، شمشير در كله خود او فرو رفت و او نيز شمشير بعلى ٧ زد آن حضرت سپر گرفت شمشيرش در سپر فرو رفت، پس على ٧ شمشير را از كله خود أمية بيرون كشيد امية نيز شمشير خود را از سپر آن حضرت بيرون آورد و هر دو شروع بنبرد كردند، على ٧ فرمود: پس نگاه كردم ديدم در زير بغل او در زرهش پارگى است، پس از همان جا با شمشير ضربتى بر او زدم و او را كشته از او روى گرداندم.
و چون مردم در آن روز از أطراف پيغمبر ٦ گريختند و تنها على ٧ پابرجا ماند پيغمبر ٦ باو فرمود: چرا تو با مردم نگريختى؟ أمير المؤمنين ٧ عرضكرد: آيا بروم و ترا اى رسول خدا واگذارم؟ بخدا از جاى خود نروم تا كشته شوم يا اينكه آن وعده كه خدا در يارى تو فرموده برسد؟ پيغمبر ٦ باو فرمود: اى على مژدهات دهم كه خدا بوعدهاش وفا كرده، و اينان پس از اين مانند امروز بما دسترسى پيدا نخواهند كرد، سپس چشمش بگروهى از لشكر دشمن افتاد كه بسوى او آيند، فرمود: اى على باينها حمله افكن، أمير المؤمنين ٧ بديشان حملهور شد، و يكتن از