ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٤٢ - فصل(٤٣) جنگ تبوك و ماندن على ع به جاى رسول خدا ص در مدينه
مكه و آنان كه در اطراف مكه بودند: آنان كه با آنها جنگ كرده بود و خونشان ريخته بود آگاه بود، و ترس از اين داشت كه چون از مدينه دور شود و بشهرهاى روم رود آنان بمدينه بريزند، و اگر كسى را (مانند على) بجاى ننهد از آزار و زيان ايشان، و تباهى ببار آوردن در هجرتگاهش، و از پيش آمد ناگوارى نسبت بخاندان خود آسوده خاطر نبود، و ميدانست كه جز أمير المؤمنين ٧ براى ترساندن دشمن و نگهبانى از هجرتگاه او، و نگهدارى از ساكنين مدينه، كسى ديگر نميتواند جاى او را بگيرد، (روى اين جهات) او را بجانشينى خويش در مدينه منصوب فرمود، و تصريح بامامت و پيشوائى او پس از خود كرد، و يا گفتار آشكار اين مطلب را گوشزد فرمود.
و در اين جريان روايات بسيارى رسيده كه چون منافقان دانستند رسول خدا ٦ على را بجانشينى خود در مدينه منصوب فرموده بر او رشك بردند، و ماندن او بجاى پيغمبر ٦ در شهر مدينه بر ايشان بسيار گران آمد، چون ميدانستند كه او از آن شهر نگهبانى ميكند و (با بودن او در مدينه) دشمنان نميتوانند طمعى در آنجا كنند، اينها مطالبى بود كه آنان را كوفته خاطر و ناراحت كرد و كوشش داشتند كه بهر صورتى شده او را بهمراه پيغمبر ٦ روانه كنند تا بآن هدفى كه داشتند يعنى ايجاد فساد و بهم زدن اوضاع و احوال در هنگام دورى رسول خدا ٦ از شهر مدينه، و نبودن نگهبانى كه مردم از او چشم ترسى داشته باشند، بآنهدف برسند و (روى اين نيتهاى ناپاك ياوهگوئيها كردند و) بر ماندن آن حضرت و آسودگى او از رنج سفر و انديشه نبرد با دشمن و غنودن در كنار زن و فرزند غبطهها خوردند، و آرزوها كردند، و از هر سو سخنها گفتند، تا بدان جا كه گفتند: اينكه رسول خدا ٦ على را بجاى خود در مدينه گذارده نه بخاطر دوستى و گرامى داشتن و بزرگوارى او بوده، بلكه (روى بىمهرى با او) نخواسته است على را همراه خود ببرد، و اين سخن بىاساس و گفتار بيهوده را بر زبان جارى ساختند، و مانند بيهودهگوئيهاى قريش