ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٩٠ - فصل(٥١) يكى ديگر از خطبههاى آن حضرت
نياورند، از زشتى خوددارى نكنند، چگونه (خود دارى كنند) در صورتى كه در كارهاى نامعلوم پناهگاهشان دلهاى خودشان است (و بجاى اينكه در احكام مشكله و مسائل پيچيده به قرآن و پيشوايان دين مراجعه كنند بنظر خويشتن رفتار نمايند اگر چه مخالف دستور خدا باشد) هر يك از ايشان امام و پيشواى خودش ميباشد (و چنين پندارد) كه در آنچه بنظرش رسيده بندهاى محكم و استوارى را گرفته است، نيروى راه حق و پيمودن آن را ندارند، و بر خود نيفزايند جز دورى (از راه حق) را، و اين (دورى از حق) بخاطر شدت انس و خو گرفتن بهمديگر است و تصديق برخى از ايشان بعضى ديگر را (يعنى اگر اين شدت انس و تصديق كردن يك ديگر نبود اين اندازه از راه حق دور نميشدند) و همه اينها براى كنار رفتن و دورى گزيدن از آن چيزيست كه رسول خدا ٦ بارث نهاده، و گريختن از آنچه آفريدگار آسمانها و زمينهاى دانا و آگاه بآن پيمبر گرامى فرو فرستاده است، پس اينانند گمراهان بىبصيرت، و بناهگاههاى شبهه، و سرداران شك و حيرت، هر كس بخود واگذار شود در گرداب گمراهيها غرق شود، و خداوند بر خود نهاده كه راه راست را بنماياند، تا هلاك شود آنكه هلاك شده (و كفر ورزيده) از روى بينش، و زنده گردد آنكه زنده شده است (و ايمان آورده) است از روى بينش، و همانا خداوند شنونده و دانا است، پس اى (مردمان) چه اندازه شبيه هستند اين گروه بآن امتى كه از زمامداران حقيقى خود جلوگيرى كرده و از صاحب اختياران واقعى خود بيكسو شدند، و اى بسا افسوس (راستى) دل ريش شود و اندوه هميشگى گردد از كردارهاى شيعيان پس از رفتن من كه با نزديكى (زمان) ايشان بدوستى يك ديگر و آميزش و الفت (اندك زمانى نگذرد) كه چگونه برخى از ايشان برخى را بكشند، و اين دوستى و همدمى بدشمنى و كينه تبديل گردد، پس مر خداى را است آن گروهى كه (در اين ميان) اساس و ريشه را از دست داده، و رحل اقامت و تمسك را بدر خانه فرع و شاخه افكنند (اشاره بآمدن بنى عباس و انقراض بنى اميه است) آنان كه آرزومند فتح و فيروزى هستند نه از راه آن، و چشم براه شادى و رحمتند نه از برآمدنگاه آن، هر گروهى از ايشان بشاخه چنگ زنند، و بهر سو آن شاخه ميل كند آنان نيز بدنبالش