ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٤ - باب اول در احوال حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب
بخاطر آن حضرت بسيارى از سختيها را بر خود هموار ساخت، و ده سال ديگر پس از هجرت بمدينه بود (كه در آنجا نيز براى دفاع از آن بزرگوار) با مشركين مبارزه كرد، و (در راه حفظ جان او) با كافران جنگ نمود، و در برابر دشمنان آن حضرت تن خود را سپر بلا ساخته او را حفظ كرد، تا اينكه خداى تعالى رسول خود را قبض روح فرموده و او را ببهشت برين برد و در والاترين جايگاهها جايش داد و از دنيا رحلت فرمود.- تحيت و درود بر او و آلش باد- و در آن هنگام (كه رسول خدا ٦ از دنيا رفت) أمير المؤمنين ٧ سى و سه سال داشت.
روزى كه پيغمبر ٦ رحلت فرمود، امت در باره امامت آن حضرت دو دسته شدند، پيروان آن حضرت يعنى تمامى بنى هاشم (كه نسبشان بهاشم بن عبد مناف ميرسيد) و نيز سلمان و عمار و ابو ذر و مقداد، و خزيمه بن ثابت (كه بخاطر شهادتى كه در باره رسول خدا ٦ در يكى از جاها داد و استدلالى كه براى اداى شهادتش كرد پيغمبر اكرم شهادت او را بتنهائى بمنزله دو شهادت قرار داد، و بدين سبب به) ذو الشهادتين (ناميده شد) و هم چنين ابو ايوب انصارى و جابر بن عبد اللَّه انصارى و ابو سعيد خدرى و مانند ايشان از بزرگان مهاجرين (يعنى مسلمانانى كه با رسول خدا از مكه بمدينه هجرت كردند) و انصار (كه اهل مدينه بودند و پس از هجرت مسلمان شدند و در راه پيشرفت دين، پيغمبر ٦ را يارى كردند، تمامى اينها) گفتند: او پس از رسول خدا خليفه و امام است، زيرا كه آن حضرت برتر از ديگران بود، و تمام جهات فضيلت و رأى و كمال در او گرد آمده (و همگى را دارا) بود، در ايمان بخدا گوى سبقت را از همگى ربود، و در دانش و علم بأحكام سر آمد ديگران شد، و در جهاد (با دشمنان دين) پيشرو آنها بود، و در پارسائى و زهد و خير و نيكى قابل مقايسه با ديگران نبود، و در نزديكى برسول خدا ٦ و قرابتش با آن حضرت كسى از نزديكان انباز او نگشت.