ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٨٦ - فصل(٢٥) جنگ احزاب و كشته شدن عمرو بن عبد ود به دست آن حضرت
با آنها سست شدهاند، كسى بنزد عيينة بن حصن و حارث بن عوف كه هر دو از سركردگان قبيله غطفان بودند فرستاد و پيشنهاد صلح بآنها داد (كه آنها دست از جنگ بدارند) و در عوض هر ساله يك سوم ميوه شهر مدينه را بآنها دهد، و در اين پيشنهادى كه داده بود با سعد بن معاذ و سعد بن عبادة كه هر دو از بزرگان انصار و مردم مدينه بودند مشورت كرد، آن دو عرضكردند: اگر اين دستورى است كه ناچار بايد بپذيريم و در اين باره از جانب خداى عز و جل دستورى رسيده و وحى بشما نازل گشته آن را گردن نهيم (و بجان و دل بپذيريم) و اگر رأى خود شما است، و براى ما مصلحت انديشى ميكنى ما هم در اين باره رأيى داريم؟ حضرت ٦ فرمود: نه، در اين باره دستورى نرسيده و وحى بمن نشده ولى چون من ديدم كه عرب همگى همدست شده و شما را هدف خويش قرار دادهاند و از همه سو بشما رو آور شدهاند خواستم با اين پيشنهاد اندكى از شوكت و قدرت آنها را بشكنم، سعد بن معاذ عرضكرد: در آن روزگارى كه ما و اين گروه بيك آئين بوديم و همگى در شرك بخدا و بتپرستى بسر مىبرديم، خدائى نميشناختيم و پرستشى از او نميكرديم ما هرگز از ميوههاى شهرمان بآنها ندادهايم، جز اينكه مهمان ما ميشدند يا بآنها مىفروختيم، و اكنون كه خداوند ما را بسبب دين مقدس اسلام گرامى داشته و بوسيله آن ما را هدايت فرموده و بوجود مبارك شما بما عزت داده ما بدست خود اموال خود را (باين صورت) بآنها بپردازيم؟! ما باين (خوارى تن ندهيم، و اين) پيشنهاد را نپذيريم، و بخدا سوگند بجز شمشير چيزى بآنها ندهيم تا خداوند ميان ما و ايشان حكم كند، رسول خدا ٦ فرمود: اكنون انديشه شما را دانستم، بهمين انديشه ثابت بمانيد و (بدانيد كه) هرگز خداى تعالى پيغمبر خود را زبون و خوار نكند و او را وانگذارد تا آنچه وعده فرموده انجام دهد، سپس رسول خدا ٦ در ميان مسلمين بپا خواست، و آنان را بجهاد با دشمن دعوت كرد، و در اين باره