ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٥٢ - فصل(٢٧) نامه آن حضرت پس از ورود به كوفه
[فصل (٢٦) سخنان او پس از تمام شدن جنگ جمل]
و از سخنان آن حضرت ٧ است كه چون در بصره بمردم آن شهر پيروز شد پس از حمد و ثناى پروردگار فرمود: پس همانا خداوند داراى رحمت پهناور و آمرزش هميشگى و گذشت بسيار و عقاب دردناكى است، مقرر فرموده كه رحمت و آمرزش و گذشت او براى فرمانبران از بندگانش باشد، و بوسيله رحمتش راه يافتگان را هدايت فرمود، و مقرر داشت كه خشم و قهر و عقابش براى بندگانى باشد كه فرمانش نبرند، و گمراهى گمراهان پس از راهنمائى كردن و برهانهاى روشن است (يعنى خداوند حجت را تمام كرده و سبب گمراه شدن آنان كه گمراه شوند خودشان هستند) شما اى مردم بصره چه پنداريد با اينكه بيعت مرا شكستيد و دشمن مرا بر من كمك دادهايد؟ (اكنون با شما چه كنم؟) مردى برخاست و گفت: ما گمان نيكى در باره تو داريم، و مىبينيم كه بر ما پيروز شده و قدرت در دست تو است، پس اگر ما را عقوبت كنى ما سزاواريم زيرا ما دست بنافرمانى و گناه زدهايم، و اگر گذشت فرمائى گذشت در نزد خداى تعالى محبوبتر است، حضرت فرمود: از شما گذشتم ولى از فتنه بپرهيزيد زيرا شما نخستين مردمى هستيد كه پيمان شكستيد و در گروه فشرده اين امت شكاف وارد كرديد، (راوى) گويد: پس از اين سخنان آن حضرت ٧ نشست و مردم با او بيعت كردند.
[فصل (٢٧) نامه آن حضرت پس از ورود به كوفه]
سپس حضرت جريان پيروزى جنگ بصره را در ضمن نامه بمردم كوفه چنين نوشت: بنام خداوند بخشاينده مهربان (اين نامهايست) از بنده خدا على بن ابى طالب امير مؤمنان بمردم كوفه: سلام عليكم