ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٤١ - فصل(٧) شمهاى از فضائل و مناقب آن حضرت
بر صحت آن، و بىنياز از آوردن سندهاى آن است، پس آنها بسيار است كه شرح آنها باعث طولانى شدن كتاب گردد، و نقل شمه از آن ما را از ذكر تمامى آنها بىنياز كند ان شاء اللَّه تعالى، و هدف ما از نوشتن اين كتاب نيز بيش از اين نيست.
از آن جمله است: كه پيغمبر ٦ در آغاز كار دعوت مردمان بسوى اسلام، نزديكان فاميل و تيره خود را گرد آورد، و اسلام را بر ايشان عرضه داشت (و پيشنهاد پذيرش اين دين را بآنان فرمود) و از آنها در برابر دشمنان و كافران يارى خواست و استمداد كرد، و در برابر پذيرش اسلام و ياريش براى آنها در بزرگى و بلندى در دنيا، و پاداش بهشت را در آخرت، بعهده گرفت و ضمانت فرمود، پس هيچ يك از آنها جز أمير المؤمنين على بن ابى طالب ٧ پاسخش نداد (و تنها او بود كه پيشنهاد او را پذيرفت) و با اين جريان رسول خدا منصب برادرى و وزارت خودش، و وصى و وارث بودن و جانشينى خويشتن را باو ارزانى فرمود، و بهشت را نيز بر او واجب كرد، و تفصيل اين جريان در داستان يوم الدار بود كه تاريخ نويسان اجماع بر درستى و صحت آن دارند (و شرح قصه بدين قرار بود) كه در آن روز رسول خدا ٦ فرزندان عبد المطلب را در خانه ابو طالب گرد آورد، و آنها در آن روز بنا بگفته راويان چهل نفر مرد بيك نفر كم و زياد بودند، و دستور فرمود كه براى آنان خوراكى تهيه شود (و آن خوراك عبارت بود) از يك ران گوسفند و ده سير گندم، و سه كيلو شير، در صورتى كه هر يك نفر از آنان بخوردن يك گوسفند بره، و هشت من آشاميدنى (مانند شير و دوغ و مانند آنها) در يك وعده شناخته شده بودند، و آن حضرت با اين كار، يعنى با فراهم ساختن خوراك كم، و نوشيدنى اندك براى همه آنها، و سيرشدنشان با اين اندك چيزى كه يكنفر آنها را بطور معمول سير نميكرد، ميخواست نشانه (پيغمبرى و نبوت خود را) براى آنها آشكار نمايد، سپس دستور داد كه آن خوراك را پيش آنها آوردند، همه آنها از آن اندك