ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٤٧ - فصل(٧٦) بازگشتن خورشيد براى آن حضرت
كه براى شنيدن وحى بشما دست داده بود نمىتوانستم (سر شما را بر زمين نهاده و) ايستاده نماز بخوانم! باو فرمود: خدا را بخوان تا خورشيد را برايت باز گرداند و تو نمازت را چنانچه از تو فوت شده ايستاده بخوانى زيرا (اگر در اين باره خدا را بخوانى) خداوند دعايت را مستجاب كند چون تو در حال اطاعت خدا و رسول او بودهاى، پس امير المؤمنين ٧ برگشتن خورشيد را از خداوند درخواست كرد و خورشيد بازگشت و در آنجائى از آسمان قرار گرفت كه وقت نماز عصر بود، پس امير المؤمنين ٧ نماز عصر را دو وقت خواند سپس خورشيد غروب كرد، اسماء گويد: بخدا سوگند هنگام غروب كردن صدائى از آن شنيديم مانند صداى اره (هنگام كشيدن) در ميان چوب.
و اما برگشتن خورشيد براى او پس از وفات پيغمبر ٦ چنان بود كه چون در شهر بابل (كه نزديك كوفه است) آن حضرت ٧ خواست از شط فرات بگذرد بسيارى از همراهان او سرگرم گذراندن چهارپايان و اثاثيه خود از آب گشتند، و خود آن جناب با گروهى نماز عصر را خواند، و هنوز همه ياران و همراهانش از آب نگذشته بودند كه خورشيد غروب كرد و بسيارى نمازشان قضا شد و فضيلت نماز جماعت با آن حضرت نيز عموما از دستشان رفت، پس با آن حضرت در اين باره سخن گفتند، چون سخن ايشان را شنيد از خداى تعالى درخواست نمود كه خورشيد را برگرداند تا همه همراهانش نماز عصر را بجماعت با آن حضرت در وقت بخوانند، و خداى تعالى دعاى او را مستجاب فرمود و خورشيد در افق بازگشت تا همان جا كه وقت نماز عصر بود، و چون سلام نماز را دادند غروب كرد، و هنگام غروب كردنش صداى شديدى از آن برخاست كه موجب هول و ترس مردم شد و ذكر «سبحان اللَّه» و «لا اله الا اللَّه» و «استغفر اللَّه» را بسيار بر زبان جارى كردند و براى اين نعمتى كه بر ايشان آشكار شد «الحمد للَّه» گفته خداى را سپاسگزارى كردند و اين خبر در