ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٧١ - فصل(٥٢) حديث ثقلين و جريان بيمارى رسول خدا ص
كه منجر برحلتش شد پيش آمد، و چون احساس كسالت كرد دست على ٧ را گرفت و بسوى قبرستان بقيع روان شد و گروهى از مردم نيز بدنبال آن حضرت رفتند، آن بزرگوار رو بهمراهان كرده فرمود:
من مأمور شدهام كه براى آنان كه در بقيع مدفونند از خدا آمرزش بخواهم، پس آن گروه بهمراه او ببقيع رفتند، بآنجا كه رسيدند حضرت در ميان آنان ايستاده فرمود: درود بر شما اى خفتگان در گور، گوارا باد شما را آنچه اكنون در آن هستيد، از آنچه مردم (يعنى زندگان) گرفتار آنند (آسوده خاطر هستيد) فتنهها مانند شبهاى تاريك يكى پس از ديگرى رو آور شده، سپس براى اهل بقيع آمرزش خواسته دعاى زيادى در اين باره كرد، آنگاه رو بأمير المؤمنين ٧ فرموده بدو گفت: همانا جبرئيل هر ساله يك بار قرآن را بر من (ميخواند و) عرضه ميداشت، و در اين سال دو بار عرضه كرد، و اين نيست جز براى رسيدن أجل (و مرگ) من، سپس فرمود: اى على مرا مخير ساختند ميان اينكه هميشه در دنيا باشم و گنجينههاى دنيا را دار اختيارم بگذارند يا اينكه (از اين دنيا بروم و) بهشت را بمن دهند، و من ديدار پروردگار و بهشت را اختيار نموده (آن را برگزيدم) پس آنگاه كه من از دنيا رفتم مرا غسل ده و عورت مرا بپوشان زيرا عورت مرا كسى نبيند جز اينكه كور شود، سپس بخانه خود بازگشت، و سه روز ديگر با كسالت و ناتوانى شديد در منزل بود آنگاه در حالى كه سر خود را بسته بود و از طرف راست بعلى ٧ و از سمت چپ بفضل بن عباس تكيه كرد بمسجد آمد و بر منبر بالا رفته نشست، سپس فرمود: اى گروه مردم نزديك شده است كه من از ميان شما بروم، پس هر كه امانتى و وعده پيش من دارد بيايد تا من باو بدهم، و هر كه بمن وامى داده مرا آگاه كند، اى گروه مردم ميان خدا و ميان هر يك از بندگان چيزى كه بواسطه آن نيكى باو رساند يا بدى از او دور كند نيست جز عمل و كردار (يعنى كردار است كه باعث رساندن خير يا دورى كردن شر مىشود) اى گروه مردم (بيهوده و بدون كردار نيك) كسى ادعاى رستگارى نكند و آرزوى نجات نداشته