ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٣٥ - فصل(٤٠) نتيجه فصلهاى پيشين
برگير (و از مهاجرين باش) و اگر مىخواهى صد شتر برگير و در زمره آنان كه صد شتر گرفتند بوده باش گويد: عرضكردم: شما در باره من رأى بزن (و بنظر شما من كداميك را اختيار كنم؟) فرمود: (اگر رأى مرا خواهى) من بتو دستور دهم كه همان اندازه كه رسول خدا ٦ بتو داده بگير و بهمان خوشنود باش، عرضكردم: من نيز همين كار را خواهم كرد.
[فصل (٣٩) تقسيم غنائم جنگ حنين و اعتراض رئيس خوارج]
و چون رسول خدا ٦ غنيمتهاى حنين را بخش فرمود مردى بلند بالا و گندم گون و خميده كه در پيشانى جاى سجده داشت پيش آمد و بدون اينكه به پيغمبر ٦ بتنهائى سلام كند سلام عمومى كرد (يعنى گفت: السّلام عليكم ... و اين از روى بىاعتنائى به پيغمبر ٦ بود) سپس برسول خدا ٦ گفت:
امروز من ديدم كه در باره اين غنيمتها چه كردى؟ فرمود: چگونه ديدى؟ گفت: نديدم كه از روى عدالت و مساوات رفتار كرده باشى؟ پيغمبر ٦ خشمگين شده فرمود: واى بحال تو اگر عدالت و برابرى نزد من نباشد پس نزد كه خواهد بود؟ مسلمانان عرضكردند: آيا او را (كه چنين بىادبى و گستاخى كرد) نكشيم؟ فرمود: او را واگذاريد كه بزودى پيروانى پيدا خواهد كرد، و از دين بيرون روند همانسان كه تير از كمان بدر رود، و خداوند آنان را بدست محبوبترين مردمان پس از من خواهد كشت، پس أمير المؤمنين ٧ در جنگ نهروان بهمراه خوارجى كه كشت او را نيز بكشت.
(مترجم گويد: از رواياتى كه شيعه و سنى روايت كردهاند چنين برمىآيد كه نام اين مرد حرقوص بن زهير بود كه در آخر كار رئيس خوارج شد و در جنگ نهروان بدست على ٧ كشته شد).
[فصل (٤٠) نتيجه فصلهاى پيشين]
اكنون (در آنچه گفته شد) تأمل و دقت كن و منقبتهاى أمير المؤمنين ٧ را در اين جنگ ملاحظه