ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٦٤ - فصل(٣٦) سخنان او پس از جريان حكمين و اختلاف مردم عراق
[فصل (٣٥) سخنان آن حضرت در مراجعت از جنگ صفين]
و از سخنان آن حضرت ٧ است آنگاه كه لشكريانش در جنگ صفين از برابر دشمن بازگشتند و معاويه با بر فراز كردن قرآنها آنان را گول زده از جنگ دست كشيدند (فرمود): هر آينه شما كارى كرديد كه نيروى اسلام سست شد، و توانائى از دست برفت، و سستى و خوارى ببار آورد، آنگاه كه شما برترى جستيد، و دشمنتان از نابودى خود ترسيد و كشتار آنان را بنابودى كشانيد، و درد جراحت را (چشيده و) ديدند، قرآنها را بلند كردند و شما را بآنچه در آنها است خواندند، تا اينكه شما را از خود باز دارند، و جنگ ميان شما و خود را بريده و قطع كنند، و از راه خدعه و نيرنگ شما را بدست پيش آمدهاى روزگار سپردند، و شما اگر بر سر آنچه اينان ميخواهند گرد آئيد و آنچه درخواست ميكنند بآنان دهيد فريب خوردگانى بيش نيستيد. و بخدا سوگند از اين پس گمان ترقى و استقامتى در شما ندارم، و نمىبينم كه شما بتدبيرى برسيد.
[فصل (٣٦) سخنان او پس از جريان حكمين و اختلاف مردم عراق]
و از سخنان آن حضرت ٧ است كه پس از نوشتن صلحنامه و قرار داد حكم ساختن و داورى نمودن دو تن از طرفين هنگامى كه مردم عراق در باره آن آمد و رفت مىكردند (يا در آن باره اختلاف كردند) فرمود: بخدا سوگند من باين جريان راضى نشدم و دوست نداشتم كه شما نيز بدان تن در دهيد، و چون دست برنداشتيد تا اينكه تن داديد من نيز راضى شدم و آنگاه كه راضى شدم شايسته نيست از آنچه پذيرفتهايم