ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٨ - فصل(٥) كيفيت شهادت آن حضرت
بود آگاه ساخته بودند، او هم همراهى كردن آنها را پذيرفت (و موافقتش را در اين توطئه بآنها اطلاع داد) و روى همين توطئه اشعث بن قيس نيز در آن شب بآنها پيوست.
حجر بن عدى رحمه اللَّه (كه يكى از ياران صميمى أمير المؤمنين ٧ و از بزرگان شيعه بود) آن شب را در مسجد بسر ميبرد، ناگاه شنيد كه اشعث بن قيس بابن ملجم ميگويد: در كار خويشتن بشتاب زيرا كه سپيده دميد، حجر بن عدى (از اين سخن) بانديشه أشعث پى برد، از اين رو باو گفت: (گمان كردى كه باو دست يافته و) او را كشتى؟ (شكر خداى را كه نقشهات فاش شد و) بآرزوى خويش نرسيدى (اين سخن را گفت) و بدون درنگ از مسجد بيرون دويد كه خود را بأمير المؤمنين ٧ رساند و او را از جريان آگاه سازد و از ايشان بر حذر دارد، (از قضا) على ٧ از راه ديگرى (جز آن راهى كه حجر براى اطلاع آن حضرت رفته بود) بمسجد درآمد، و ابن ملجم پيش دويده و آن حضرت را با شمشير بزد، و هنگامى كه حجر بازگشت (كار از كار گذشته گذشته بود، و) مردم را ديد كه ميگويند أمير المؤمنين كشته شد.
عبد اللَّه بن محمد ازدى گويد: من در آن شب با گروهى از مردم كوفه كه (طبق عادت هر ساله) در ماه رمضان از اول آن ماه تا بآخر در مسجد بزرگ (كوفه) نماز ميخواندند بودم، من نيز با آنها نماز ميخواندم، ناگاه نگاهم بمردانى افتاد كه در نزديكى درب مسجد نماز ميخواندند، و (آن هنگام) على ٧ براى نماز صبح وارد مسجد شد و صدايش بلند شد: (و فرمود:) نماز، نماز، هنوز صداى آن حضرت بآخر نرسيده بود كه برق شمشيرها را ديدم و شنيدم كسى ميگويد: اى على از آن خدا است حكم. نه از آن تو و پيروانت، (اين شعار خوارج بوده كه پس از داستان تعيين حكم در صفين