ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٥ - باب اول در احوال حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب
گذشته از همه اينها خداى عز و جل بولايت (و امامت) او در قرآن (در سوره مائده آيه ٥٥) تصريح فرموده آنجا كه فرمايد: «جز اين نيست كه ولى شما خدا است و رسول او، و آنان كه ايمان آوردند آنان كه بپاى دارند نماز را و در حالى كه در ركوعند زكاة (و صدقه) ميدهند» و (بر اهل اطلاع) روشن است كه كسى جز او در حال ركوع زكات نداد. و در علم لغت نيز ثابت شده و اختلافى در اين باره نيست كه «ولى» بمعناى «أولى» (يعنى برتر و سزاوارتر) است (نه بمعناى دوست كه برخى گفتهاند).
و آنگاه كه بحكم قرآن ثابت شد كه امير المؤمنين ٧ از مردمان بخود آنها سزاوارتر و اولى است، زيرا (چنانچه دانستى) در قرآن بدان تصريح شده، با اين بيان روشن اطاعت او بر همه مردمان واجب است چنانچه اطاعت خداى تعالى و رسول او ٦ واجب است، چون آيه شريفه از اولى بودن خدا و رسول نسبت بمؤمنين خبر دهد (و ولايت على ٧ نيز در همان مرتبه است) و (دليل ديگر بر امامت آن حضرت) گفتار پيغمبر ٦ است در آن روز كه فرزندان عبد المطلب را بويژه در خانه خود براى اظهار دعوتش گرد آورد و آن روز را يوم الدار خواندند، (كه در آن روز فرمود:) هر كه مرا در باره پيشرفت اين دين يارى كند او برادر و وصى و وزير و وارث و جانشين من است پس از (رفتن) من، و أمير المؤمنين على ٧ (بود كه) از ميانه آنها برخاست و با اينكه كوچكتر از همه آنها بود عرضكرد: اى رسول خدا من تو را يارى ميكنم، پس پيغمبر ٦ باو فرمود: بنشين كه تو برادر و وصى و وزير و وارث و جانشين منى پس از من. و اين گفتارى است صريح و روشن در باره جانشينى آن حضرت.