ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٣٢ - فصل(٧١) كلام آن حضرت به براء بن عازب و خبر از شهادت فرزندش سيد الشهداء
دهد، و در خانه تو پسر بچه است كه پسر پيغمبر را ميكشد و نشانه راستگوئى من در لعنت فرشته (و موى سر و ريش تو) درستى آن چيزيست كه تو را بدان آگاه كردم و اگر اثبات كردن آنچه پرسيدى دشوار نبود هر آينه بتو ميگفتم ولى نشانهاش همان است كه بتو خبر دادم از لعنت فرشتگان و از داستان پسر ملعونت (كه همان عمر بن سعد معروف است و پرسشكننده پدرش سعد بوده است). و پسر او در آن زمان كودكى خردسال بود كه با دست و پا راه مىرفت، و چون داستان كربلاى حسين ٧ پيش آمد كشتن آن حضرت را گردن گرفت و همان طور شد كه امير المؤمنين ٧ فرموده بود.
[فصل (٧١) كلام آن حضرت به براء بن عازب و خبر از شهادت فرزندش سيد الشهداء]
و از آن جمله است آنچه اسماعيل بن صبيح (بسندش) از اسماعيل بن زياد حديث كند كه گفت: روزى على ٧ به براء بن عازب (كه از اصحاب رسول خدا ٦ بود) فرمود: اى براء فرزندم حسين كشته مىشود و تو زنده خواهى بود و او را يارى نخواهى نمود؟ چون حسين ٧ كشته شد براء بن عازب ميگفت: بخدا على بن ابى طالب ٧ راست گفت، حسين ٧ كشته شد و من ياريش نكردم، و افسوس ميخورد و اظهار ندامت و پشيمانى ميكرد. و اين روايت نيز بخبرهاى غيبى كه ذكر كرديم پيوست شود و از نشانههاى شگفت انگيز و مؤثر در دلها است.