ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٢١ - فصل(٦٣) خبرهائى كه از شهادت خويش داد
درآيد (شرح اين جمله حديث و پاره احاديث ديگر در فصل (٤) از باب (١) گذشت مراجعه فرمائيد) آگاه باشيد كه شما در اين سال در يك صف (بدون امير) حج خواهيد كرد، و نشانهاش اينست كه من در ميان شما نيستم، و اصحاب آن حضرت ٧ ميگفتند: او باين سخن خبر مرگ خود را ميداد، و در شب نوزدهم همان ماه ضربت خورد و شب بيست و يكمش از دنيا رفت.
و از آن جمله است روايتى كه راستگويان حديث كردهاند: كه آن حضرت در آن ماه شبى را در نزد (فرزندش) حسن و شبى در نزد (فرزندش) حسين ٧ و شبى در نزد (دامادش) عبد اللَّه بن جعفر (شوهر حضرت زينب سلام اللَّه عليها) افطار ميكرد و بيش از سه لقمه تناول نميفرمود، پس يكى از فرزندانش حسن يا حسين ٣ سبب (كم خوراكى او) را پرسيدند؟ فرمود: اى فرزند! امر خدا (مرگ) خواهد آمد و من (ميخواهم در آن حال) شكمم تهى باشد، جز اين نيست كه يك شب يا دو شب مانده، پس در همان شب ضربت خورد.
و از آن جمله است آنچه تاريخ نويسان حديث كردهاند كه جعد بن بعجة كه مردى از خوارج بود بامير المؤمنين ٧ گفت: اى على از خدا بترس زيرا تو خواهى مرد! امير المؤمنين ٧ فرمود: بلكه بخدا كشته خواهم شد كشته شدن بضربتى كه بر اين ميخورد و اين را رنگين ميكند- و دست بسر و محاسنش گذاشت- عهدى است كه بسته شده، و هر كه دروغ بندد و تهمت زند بىبهره خواهد ماند.
و گفتارش در آن شبى كه آن بخت برگشته در آخر آن شب بر آن حضرت ضربت زد و بسوى مسجد ميرفت و مرغابيان در روى آن جناب فرياد ميكردند و مردم آنها را از او دور ميكردند فرمود: اينها را واگذاريد زيرا اينها نوحهگرانند.