ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٣١ - فصل(٧٠) سخن آن حضرت كه فرمود سلونى قبل ان تفقدونى
چون امير المؤمنين ٧ از دنيا رفت و پس از او حسن ٧ نيز از دنيا برفت و داستان امام حسين ٧ و نهضت آن بزرگوار پيش آمد پسر زياد- كه از رحمت خدا دور باد- عمر بن سعد را براى جنگ با حسين ٧ فرستاد و خالد بن عرفطه را پيشرو سپاهش كرد، و حبيب بن حماز را پرچمدارش كرد، پس آن پرچم را گرفت تا اينكه از باب فيل وارد مسجد (كوفه) شد. و اين داستان نيز خبرى است كه گروه بسيارى نقل كردهاند و دانشمندان و راويان انكار ننموده و در ميان مردم كوفه مشهور و آشكار است كه دو تن نيست آن را منكر شده باشند و اين نيز در شمار معجزات آن حضرت ٧ است.
[فصل (٧٠) سخن آن حضرت كه فرمود: سلونى قبل ان تفقدونى]
و از آن جمله است آنچه زكرياى قطان از أبى الحكم حديث كند كه گفت: از بزرگان و دانشمندان خود شنيدم ميگفتند: على بن ابى طالب ٧ خطبهاى خواند و در آن خطبه فرمود: از من بپرسيد پيش از آنكه مرا نيابيد، پس بخدا سوگند از هيچ گروهى كه گمراهكننده صد تن، يا راهنماى صد تن باشند از من نپرسيد جز اينكه شما را آگاه كنم از آواز دهنده و خواننده بايشان، و سردار آنان تا بروز قيامت پس مردى برخاست و گفت: مرا آگاه كن چند دانه مو در سر و ريش من است؟ امير المؤمنين ٧ فرمود: بخدا دوست مهربان من رسول خدا ٦ اين پرسش تو را بمن خبر داد و فرمود: در بن هر موئى از موهاى سرت فرشتهايست كه تو را لعنت ميكند، و بر هر موئى از ريشت شيطانى است كه تو را از جاى جنبش