ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٩١ - فصل(٢٥) جنگ احزاب و كشته شدن عمرو بن عبد ود به دست آن حضرت
ديگر كه همراه عمرو بودند برفت و) بهبيرة رسيد. پس با شمشير ببرآمدگى زين اسبش زد، و زرهى كه در تن او بود از تنش بيفتاد، و عكرمة و ضرار بن خطاب نيز هر دو گريختند.
جابر گويد: من جريان كشتن على ٧ عمرو بن عبد ودّ را نتوانستم بچيزى شبيه سازم جز بدان چه خداى تعالى در باره داستان داود ٧ و جالوت بيان داشته آنجا كه فرمايد: «پس شكستشان داد باذن خدا و كشت داود جالوت را» (سوره بقرة آيه ٢٥١).
٢- قيس بن ربيع (بسندش) از ربيعه سعدى حديث كند كه گفت: بنزد حذيفة بن يمان (يكى از ياران پيغمبر ٦ رفتم و بدو گفتم: اى ابا عبد اللَّه ما در فضائل على ٧ و منقبتهاى او گفتگو ميكنيم و اهل بصره ميگويند: شما در باره على از اندازه ميگذريد، آيا تو در فضيلت او براى من حديثى دارى كه بيان كنى حذيفه گفت: اى ربيعه! چه از من ميپرسى؟ سوگند بآن كه جانم بدست او است اگر تمامى كردار ياران پيغمبر ٦ را از آن روزى كه آن حضرت پيغمبرى برانگيخته شد تا بامروز در يك كفه ترازو بگذارند، و كردار على ٧ را بتنهائى بكفه ديگر نهند، هر آينه كردار على ٧ بتمامى آن كردار بچربد! ربيعه گفت: اين سخنى است كه روى آن نمىشود تكيه كرد و كسى آن را نميپذيرد؟
حذيفه گفت: اى فرومايه چگونه پذيرفته نشود؟ آيا ابو بكر و عمر و حذيفه و همه ياران پيغمبر ٦ كجا بودند در آن روز كه عمرو بن عبد ودّ مبارز طلبيد، و جز على ٧ همه مردمان بواسطه ترس از او باز ايستادند، تنها على ٧ بود كه بجنگ او رفت و خداوند بدست تواناى او عمرو را كشت؟ سوگند