ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٤٢ - فصل(٧٥) جنگ آن حضرت با جنيان و كلامى از مؤلف در اين باره
ايستاد تا آن دودها (كه بلند شده بود) بالا رفته و هوا صاف شد، پس آن گروه از اصحاب رسول خدا ٦ (كه همراهش رفته بودند) عرضكردند: چه ديدى اى ابا الحسن؟ ما كه نزديك بود از ترس هلاك شويم و ترس ما براى تو بيش از ترسى بود كه براى خود داشتيم؟ حضرت ٧ فرمود: همين كه دشمن از پيش روى من درآمد نامهاى خداى تعالى را بآواز بلند در ميان ايشان خواندم ديدم خود را كوچك كردند (و در صدد فرار و گريز در آمدند) پس من بميان آن دره درآمدم بىآنكه از ايشان هراسى داشته باشم و اگر بهمان شكلى كه در آغاز بودند ميماندند تا آخرين نفرشان را از پاى در مىآوردم، و همانا خداوند نقشه شوم ايشان را كفايت كرده و مسلمانان را از شر ايشان آسوده گردانيد، و باقى مانده ايشان پيش از من بخدمت پيغمبر ٦ خواهند رسيد و بآن حضرت ايمان خواهند آورد، و امير المؤمنين ٧ با همراهان بنزد رسول خدا ٦ بازگشتند و جريان را بعرض رسانيدند، و بدين وسيله اندوه آن بزرگوار بر طرف شد و در حق على ٧ دعاى خير كرده فرمود: يا على پيش از رسيدن تو باينجا آنان كه خداوند بسبب تو ايشان را بهراس افكنده بود از جنيان بنزد من آمده اسلام آوردند و من اسلامشان را پذيرفتم، سپس رسول خدا با گروه مسلمانان از آن دره بدون خوف و ترس آسوده خاطر گذشتند.
و اين حديث را سنيان مانند شيعه نقل كردهاند و چيزى از آن را منكر نشدهاند و آنان كه مذهب معتزله دارند (و معتزله گروهى از مسلمانان هستند كه عقايدى مخصوصى در اصول و فروع دارند) اينان بخاطر ميلشان بمذهب برهمايان (هند كه منكر معجزات گشتهاند) اين داستان را نپذيرفتهاند (و وجود جن را منكر شدهاند)، و بجهت دورى اينان از شناختن اخبار اين حديث را منكر شدهاند، و اينان در اين عقيده براه زنديقان رفته و بر آيات قرآنى و اخبارى كه در باره جن و ايمانشان بخدا و رسول رسيده طعن زده و هم چنين داستان جنيانى كه خدا در قرآن در سوره جن بيان فرموده و گفتارشان كه (گفتند): «همانا