ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٦٩ - فصل(٤٠) سخنان آن حضرت در باره سستى مردم و تحريص آنان بر جنگ
[فصل (٤٠) سخنان آن حضرت در باره سستى مردم و تحريص آنان بر جنگ]
و نيز از سخنان آن حضرت ٧ است در باره كندىورزيدن آنان كه از ياريش دست برداشتند فرمود:
اى گروه مردمانى كه بدنهاشان گرد هم و انديشههاشان پراكنده است، سخنان شما (و لاف و گزافتان) سنگهاى سخت را نرم كند ولى كردار شما دشمنانتان را در شما بطمع اندازد (يعنى گفتارتان چون كردارتان نيست) در انجمنها چنين و چنان گوئيد (و بدروغ لاف دلاورى و جنگجوئى زنيد) ولى چون جنگ پيش آيد «حيدى حياد» ميگوئيد يعنى اى جنگ از ما دور شو (حيدى حياد مثلى است كه عرب وقت فرار از دشمن بر زبان آرد) دعوت كسى كه شما را بخواند بجائى نرسد، و دل آن كس كه در باره شما رنج كشد آسوده و راحت نگشت، بهانههاى شما (براى نرفتن بجنگ) گمراهيهائى است (يعنى اين بهانهجوئى بخاطر گمراهيهاى شما است) از من درخواست كنيد كه جنگ را بدنبال اندازم مانند بدهكارى كه بدهى خود را (بدون عذر) بدنبال اندازد، شخص زبون و ترسو نميتواند جلوى ستم را بگيرد و حق بدست نيايد جز با كوشش، كدام خانه را پس از خانه خود (از دستبرد و خرابى دشمن) باز ميداريد؟ (يعنى آنگاه كه خانه و ديار خود را از دست داديد ديگر كجا را ميخواهيد نگهدارى كنيد؟) يا با كدام امام و پيشوائى پس از من بجنگ ميرويد، بخدا سوگند گول خورده آن كسى است كه شما او را گول زنيد، و كسى كه بكمك شما پيروز شود (مانند كسى است كه) به تيرى دست يافته كه (در قمار آن تير از همه تيرها) است، سوگند بخدا بروزى افتادهام كه سخنتان را باور نكنم، و در يارى شما طمع نبندم (و اميدوار نباشم) خداوند ميان من و شما جدائى اندازد، و بجاى شما كسى را كه براى من از شما بهتر است بمن دهد، بخدا سوگند دوست داشتم كه در برابر ده تن از شما يكى از قبيله بنى فراس بن غنم (كه بدلاورى مشهور بودند) داشتم، (و) مانند خورد كردن دينار بدرهم (كه ده درهم ميدهند و يك دينار ميگيرند، ده تن از شما ميدادم و يكتن از آنان ميگرفتم).