ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣ - باب اول در احوال حضرت امير المؤمنين على بن ابى طالب
كه بآن حضرت ايمان آورد، و بهمراهى مهاجرين با او (بمدينه) هجرت كرد، و چون از دنيا رفت رسول خدا ٦ او را در پيراهن مخصوص خود كفن كرد تا بدان وسيله از آزار حشرات زمين در قبر آسوده بماند و آنها (بخاطر آن پيراهن) از او دور گردند، و (پيش از دفنش) حضرت در قبر او خوابيد كه (بدان سبب) از فشار قبر آسوده و در امان باشد، و اقرار بولايت (و امامت) فرزندش أمير المؤمنين ٧ را پس از اينكه در قبرش نهاد باو تلقين فرمود كه هنگام پرسش (در قبر) بدان پاسخ دهد، و او را باين همه فضيلت مخصوص گردانيد بخاطر آن رتبه و قدر و منزلتى كه نزد خداى عز و جل و آن حضرت ٧ داشت، و اين جريان (نزد تاريخ نويسان) مشهور است.
و أمير المؤمنين على بن ابى طالب ٧ و برادران آن بزرگوار نخستين كسانى بودند كه نسبتشان از دو سو (هم از سوى پدر و هم از سوى مادر) بهاشم بن عبد مناف ميرسد، و بدان سبب، و هم بخاطر پرورشش در دامان رسول خدا ٦ و فرا گرفتن خلق و خوى آن بزرگوار (گوى سبقت را از ديگران ربود، و) بدو شرافت نائل گرديد، و هم او در ميان خاندان پيغمبر ٦ و يارانش نخستين كسى است كه بخداى تعالى و پيامبر گراميش ايمان آورد، و نخستين مردى است كه پيغمبر ٦ او را باسلام دعوت كرد، و او پذيرفت، و همواره يارى دين كرد، و با مشركين در مجاهدت (و با دشمنان دين در جنگ) بود، از ايمان (و اهل آن) دفاع نمود، و منحرفين و سركشان را بديار نابودى فرستاد.
دستورات و احكام دين و قرآن را بمردم رسانده و منتشر ساخت، و بعدالت (و دادگسترى) حكم فرمود و به نيكى و احسان دستور ميداد.
مدت زندگانيش با رسول خدا ٦ پس از بعثت بيست و سه سال بود كه سيزده سال آن پيش از هجرت در مكه بود، و در تمامى گرفتاريها و بلاها (ئى كه براى آن حضرت پيش آمد) شريك بود و