ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٦ - فصل(٥) كيفيت شهادت آن حضرت
ماه رمضان را (در نظر گرفتند، و آن شب را) وعده گذاردند، و از هم جدا شدند، ابن ملجم لعنه اللَّه كه در زمره قبيله كنده بود بسوى كوفه روان شد، تا بدان جا رسيد، و ياران خود را ديدار كرد ولى تصميم خود را از آنها پوشيده داشت از ترس آنكه مبادا (نقشه شومش فاش، و انديشهاش) آشكار گردد در اين خلال (كه در انتظار شب نوزدهم ماه رمضان بسر ميبرد) روزى بديدار مردى از دوستان خود از قبيله «تيم رباب» رفت، و در نزد او با قطام دختر اخضر تيمى بر خورد كرد، و أمير المؤمنين ٧ پدر و برادر او را در جنگ نهروان كشته بود، و آن زن از زيباترين زنان آن زمان بود، چون چشم ابن ملجم باو افتاد فريفته زيبائى او شد و عشق قطام در دلش جا گرفت، در همان مجلس پيشنهاد زناشوئى باو داد و درخواست ازدواج با او را نمود، قطام گفت: چه چيز مهر من خواهى كرد؟ گفت: تو هر چه خواهى مهر قرار ده تا من بپردازم، گفت: مهر من (عبارت است از) سه هزار درهم پول، و كنيز و غلامى و (ديگر) كشتن على بن ابى طالب، ابن ملجم گفت: (بجز كشتن على بن ابى طالب) آنچه خواهى مهيا كنم، و اما كشتن على بن ابى طالب را چگونه انجام دهم؟ گفت: او را غافلگير كن (زيرا در غير اين صورت انجام اين كار ميسور نيست، و هنگامى كه مشغول و سرگرم بكارى شد ناگهانى باو حمله كن) پس اگر او را كشتى (و بهدف رسيدى) دل مرا شفا داد (و آنگاه بوصل من خواهى رسيد) و از عيش با من شادمان گردى، و اگر (در اين راه) كشته شدى (و نقشهات انجام نشد) ثوابى كه در آن سرا بدان خواهى رسيد برايت بهتر از دنيا است، ابن ملجم گفت: بخدا سوگند هر آينه من باين شهر نيامدهام، و باين حال پنهانى و اختفاء و كنارهگيرى از مردم بسر نبرم، جز براى انجام همين خواسته تو و آن كشتن على بن ابى طالب است، و بدان كه آنچه خواهى انجام دهم، قطام گفت: پس (اكنون كه چنين تصميمى گرفتهاى) من نيز در اين راه تو را يارى خواهم كرد، و كسانى را براى كمك دادن بتو فراهم ميكنم، از اين رو بنزد وردان بن مجالد كه يكى از مردان قبيله «تيم رباب» (و از زمره خوارج و دشمنان على ٧