ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٤٤ - فصل(٩) داستان ليلة المبيت
كه همگان بطور دستجمعى خونش را بريزند) مأمور شد از مكه بمدينه هجرت كند و نمىتوانست در برابر آنها آشكارا از مكه بيرون رود، و خواست در پنهانى و بىخبرى آنان خارج گردد، تا از شر آنها آسوده ماند (تنها) بأمير المؤمنين گزارش كار خود را داد (و جز او كسى را آگاه نكرد) و او را وادار بدفاع از خويشتن كرد، باين گونه كه (دستور داد) در بستر او بخوابد، بدانسان كه ندانند در بستر خوابيده و گمان كنند خود پيغمبر ٦ است و مانند هر شب در جاى خود آرميده، پس أمير المؤمنين ٧ در آن شب جان خود را براى خداى تعالى در كف نهاد، و آن را در راه پيروى او بفروخت، و در راه پيامبر گراميش از جان گذشت، و اين بخاطر آن بود كه آن حضرت بدين وسيله از شر دشمنان رهائى يابد، و وجود شريفش از نقشه شوم كافران سالم بماند، و بهدف اساسى كه دعوت مردمان بخدا، و بر پا داشتن دين و آشكار ساختن آئين بود برسد، پس على ٧ بجاى رسول خدا ٦ در بستر خوابيد، و براى اينكه او را نشناسند با جامه خود را پيچد، (بدانسان كه اگر كسى او را ميديد گمان نميكرد جز پيغمبر ٦ باشد) پس (از انجام آنچه گفته شد) آنها كه براى كشتن رسول خدا ٦ انجمن كرده بودند و همگى مسلح بودند سر رسيدند، و گرداگرد على ٧ پره زدند (و حلقهوار او را احاطه كردند) و چشم براه سپيده دم دقيقه شمارى ميكردند تا هوا روشن شود، و آشكارا او را بكشند، تا خونش هدر رود و پايمال گردد زيرا چون بنى هاشم كشندگان او را بنگرند، و از هر قبيله و فاميلى كه در مكه بودند يكتن را در ميان كشندگان ببينند و همه را شريك در ريختن خون او بدانند، نتوانند كشندگان را بدان جرم بكشند، چون بخاطر كشته شدن يكتن نتوانند با همه قبائل بستيزه و نبرد درآيند، و (با اين نقشه زيركانهاى كه كشيده بودند) تنها فداكارى على ٧ بود كه سبب رهائى يافتن ٦ از دست آنان گرديد، و جلوگير از ريخته شدن خون آن حضرت شد، و در نتيجه توانست دستور پروردگار خويشتن را انجام دهد، (و مردم را بخداى يگانه راهنمائى كند) و اگر امير المؤمنين ٧ نبود و آن فداكارى را