ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٩٢ - فصل(٢٥) جنگ احزاب و كشته شدن عمرو بن عبد ود به دست آن حضرت
بدان كه جان حذيفه بدست او است، اجر و ثواب كردار على در آن روز از كردار ياران و پيروان محمد ٦ تا روز رستاخيز بزرگتر است.
٣- هشام بن محمد از معروف بن خربوذ حديث كند كه على ٧ در جنگ خندق اين اشعار را گفت (كه ترجمهاش چنين است):
١- آيا بسوى من سواران (قريش) يورش برند؟ آگاه كنيد از جانب من و از جانب آن سواران ياران مرا:
٢- كه امروز غيرت من و شمشير تيز و برانى كه در سر دارم از گريختنم جلوگيرى كند.
٣- و آنگاه كه عمرو بوسيله شمشير براق و برنده كه از آهن هندى ساخته شده بود، سركشى كرد او را بخاك هلاكت انداختم.
٤- پس او را واگذاشتم آنگاه كه مانند تنه درخت خرما ميان ريگها و تپهها بزمين افتاد و بآن حال او را رها كردم.
(ترجمه شعر پنجم در همين فصل يكى دو صفحه پيش گذشت).
٤- يونس بن بكر از محمد بن اسحاق روايت كند كه چون على ٧ عمرو بن عبد ودّ را كشت با روى شكفته بسوى رسول خدا ٦ آمد، عمر بن خطاب گفت: اى على چرا زره او را كه در ميان عرب مانندش نيست از تنش بيرون نياوردى؟ أمير المؤمنين ٧ فرمود: من شرم كردم از اينكه عورت پسر عمويم را مكشوف نمايم.
٥- عمر بن أبى الازهرى (بسندش) از حسن حديث كند كه چون على ٧ عمرو بن عبد ودّ را