ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٨٩ - فصل(٥١) يكى ديگر از خطبههاى آن حضرت
[فصل (٥١) يكى ديگر از خطبههاى آن حضرت]
و نيز مسعدة بن صدقه از امام صادق ٧ حديث كند كه امير المؤمنين ٧ در مدينه براى مردم خطبه خواند و پس از حمد و ثناى پروردگار متعال فرمود: همانا (بدانيد كه) خداى تعالى هيچ گاه گردنكشان روزگار را نابود نكرده مگر پس از مهلت دادن و آسودگى، و شكستگى استخوان هيچ يك از امتها (ى گذشته) را اصلاح نكرده (و سختى و ستم را از ايشان دور نساخته) مگر پس از تنگى و بلاء، اى گروه مردم در برابر آنچه از سختيها بدان رو آوردهايد، و گرفتاريهاى بزرگى كه از زمان پشت سر گذاردهايد عبرت است، ولى (چه بايد كرد كه) هر كه دل دارد خردمند نيست، و هر گوشدارى شنوا نيست، و هر كس كه بچشم نگاه كند بينا نيست، آگاه باشيد اى بندگان خدا پس نيك نظر كنيد در آنچه شما را بكار آيد، سپس بنگريد بسراهاى گشاده آن كس كه خداوند او را بپاداش كردارش هلاك ساخت، و بروش فرعونيان زندگى ميكردند داراى باغهاى و چشمهها و كشتزارها و مقامى بس بزرگ بودند، پس اينها همه ميدان عبرتى براى مردمان كنجكاو و با فراست است، و همانا آن راه آشكار ثابتى است كه هر كس در آن پا نهد او را از نابودى بدنبال خوشى و ناز و نعمت بيم دهد، و آسودگى خيال شادكامى انسان را بازگرداند و براى آن كس از شما كه شكيبائى ورزد سرانجام نيك است، و براى خدا است فرجام كارها، پس واى بحال خردمندان! چگونه بگذرگاه سيلها رحل اقامت افكندهاند، و بخود بندند چيزى كه ايمن از زوال نيست، واى بحال اين امتى كه از جاده راست منحرف گشته، و از درك كمالات و رشد خود باز مانده، پيروى راه پيمبرى را نميكنند، و دنبال كردار وصى پيغمبر نميروند، و بغيب (يعنى خدا و قيامت) ايمان