ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٠٦ - فصل(٣٠) صلح حديبيه
گفت: من خدا و رسولش را اختيار كنم، پدرش (كه اين را شنيد) باو دشنام داده بازگشت، پس رسول خدا ٦ او را آزاد ساخته و در زمره زنان خويشتن درآورد.
[فصل (٣٠) صلح حديبيه]
و دنبال جنگ بنى المصطلق داستان حديبية بود (و حديبية نام چاهى است در نزديكى مكه) و پرچم جنگ در آن روز نيز بدست أمير المؤمنين ٧ بود چنانچه در جنگهاى پيش از آن چنان بود، و بلاى آن حضرت در اين داستان آنگاه كه مردمان براى جنگ صف كشيدند مشهور و معروف است، و اين جريان پس از بيعت (و عهد و پيمانى) بود كه پيغمبر ٦ از اصحاب و ياران خويش گرفت كه پا بر جا و بردبار باشند، و على ٧ در اين جنگ از طرف پيغمبر ٦ از زنان نيز بيعت گرفت، و بيعت با آنها اين گونه بود كه آن حضرت جامه در ميان خود و آنان بينداخت و دست خود بدان جامه بماليد، زنان بدان سوى آن جامه دست ميماليدند، و رسول خدا ٦ نيز دست بجامه على ٧ ميماليد، و چون سهيل بن عمرو (يكى از فرستادگان قريش و بزرگان ايشان) نشانههاى پيروزى مسلمانان و شكست خودشان را بديد از پيغمبر ٦ خواهش و استدعاى صلح كرد و برسول خدا ٦ نيز وحى رسيد كه پيشنهاد صلح را بپذيرد و أمير المؤمنين ٧ را نويسنده صلحنامه و تنظيمكننده قرار داد صلح سازد، پس پيغمبر ٦ بعلى فرمود: يا على بنويس «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ»، سهيل بن عمرو گفت: اى محمد اين نامه صلحى است كه ميان ما و تو نوشته مىشود آغاز آن را بنام كسى بكن كه ما او را بشناسيم (و بپذيريم و ما خداى رحمان و رحيم