ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٧٠ - فصل(٢٢) جريان جنگ احد و فداكارى آن جناب
نكشيدند، و خدا بوسيله شمشير او سر مشركان و گمراهان را از پاى درآورد، و غم و اندوه را از پيغمبر خويش بر طرف ساخت، و در اينجا بود كه جبرئيل در ميان فرشتگان زمين و آسمان در فضيلت او سخنها گفت، و پيامبر راهنما در نزديكى او بخويشتن درها سفت. (و تفصيل اين فضيلت و داستان را در ضمن چند حديث بيان كنيم:) ١- از آن جمله حديثى است كه يحيى بن عمارة (بسندش) از ابو البخترى روايت كرده كه گفت:
(در زمان جاهليت و پيش از اسلام) رايت (پرچم بزرگ) و لواء (پرچم كوچك) قريش هر دو در دست قصى بن كلاب (جد اعلاى رسول خدا ص) بود، و پس از او رايت هم چنان در دست فرزندان عبد المطلب بود كه هر كدام در جنگى كه پيش مىآمد آن را برميداشت، تا آنگاه كه خداوند پيغمبر را ٦ به نبوت برانگيخت، پس رايت دارى قريش و منصبهاى ديگر به رسول خدا ٦ رسيد و آن حضرت آنها را در بنى هاشم قرار داد، و در جنگ ودان (كه نام دهى است ميان مكه و مدينه، و در سال دوم هجرى در آنجا جنگى ميان مسلمين و كفار در گرفت كه بصلح و سازش پايان يافت، و بنام آن ده آن را جنگ ودان ناميدند) رسول خدا ٦ رايت را بدست على بن ابى طالب ٧ داد، و آن نخستين جنگى بود در اسلام كه پيغمبر ٦ بدان جنگ آمد و رايت در آن برداشتند، و پس از آن همچنان رايت در جنگها بدست على ٧ بود، در بدر و آن جنگ هولناك، و نيز جنگ احد (رايت در دست على بود) و تا آن روز لواء در ميان قبيله بنى عبد الدار بود، و آن روز رسول خدا ٦ آن را بدست مصعب بن عمير (يكى از جوانان جنگجو و فداكار اسلام) داد، و او در آن جنگ شهيد شد، و لواء بزمين افتاد، قبائل عرب همه چشم بدان دوختند (و هر كدام ميخواستند لواء را بدست گيرند و اين منصب بدانها واگذار گردد) پس رسول خدا ٦ آن را برداشت و بدست على ٧ داد، و در نتيجه آن روز هر دو منصب (نگهدارى رايت و لواء) بآن حضرت واگذار شد، و