ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٤٤ - فصل(٤٣) جنگ تبوك و ماندن على ع به جاى رسول خدا ص در مدينه
آن را بيان فرمود كه گفت: جز نبوت (يعنى جز اينكه پس از من پيغمبرى نيست و منصب پيغمبرى بوجود من ختم گردد ولى موسى ٧ چون خاتم پيغمبران نبود و هارون پس از حضرت موسى ٧ منصب پيغمبرى را نيز دارا بود).
(مترجم گويد: اين حديث يعنى حديث منزلت را متجاوز از ده تن از بزرگان و محدثين اهل سنت مانند احمد بن حنبل در كتاب مسند، و مسلم در صحيح، و ابن ماجة در سنن، و ابن حجر در صواعق و تهذيب التهذيب، و ابن اثير در اسد الغابة، و ديگران نقل كردهاند و هر كسى بخواهد بيش از آنچه مؤلف محترم در اين باره قلمفرسايى كرده بفهمد و اطلاع بيشترى بر اسانيد حديث و جهات استدلالى آن پيدا كند، بايد بكتابهاى استدلالى و مفصلى كه در اين باره نوشته شده مانند كتاب الغدير و احقاق الحق، و غاية المرام، و بحار، و اثبات الهداة و غيره مراجعه نمايد).
آيا نمىبينى كه پيغمبر ٦ (در اين حديث) همه منصبهائى كه هارون نسبت بموسى ٧ داشت براى على ٧ قرار داده جز آنچه در خود سخن بدان تصريح كرده، و يا از نظر عقل على ٧ داراى آن نيست، و هر كس كه در معانى قرآن دقت كند و روايات و اخبار را بررسى نمايد ميداند كه هارون برادر پدر و مادرى موسى ٧، و شريك در كار او، و وزير او در پيغمبرى، و رساندن رسالتهاى پروردگارش بود، و ميداند كه خداى سبحان بواسطه او كارش را محكم ساخت، و اينكه او جانشين آن حضرت در ميان قوم و قبيلهاش بود، و منصب امامت و پيشوائى او بر ايشان و واجب بودن پيروى كردن از او مانند پيشوائى و امامت و پيروى كردن از خود موسى ٧ بود (و همچنان كه واجب بود از موسى اطاعت و فرمانبردارى كنند، واجب بود كه از هارون نيز بهمانسان فرمانبردارى كنند) و از (رويهمرفته آيات قرآنى و اخبار بدست آيد كه) هارون محبوبترين مردمان و برترين آنان در پيش موسى بود.
خداى عز و جل از زبان موسى ٧ در قرآن چنين فرمايد (كه گفت): «پروردگارا گشاده گردان سينه مرا، و آسان گردان برايم كار مرا، و باز كن گره زبانم را، تا دريابند گفتار مرا و قرار ده براى من وزيرى از خاندانم، هارون برادرم را، استوار ساز بدو پشت مرا، و شريكش گردان در كارم، تا بستائيمت بسيار، و يادت كنيم بسيار» پس خداى تعالى بدرخواستش پاسخ داد، و خواستهاش