ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٨٧ - فصل(٥٦) قضاوت آن حضرت در يمن در باره دو مردى كه با كنيزكى نزديكى كرده بودند و ساير قضاوتهائى كه در يمن فرمود
داود ٧ از راه الهام كه در حكم وحى الهى است و چنان است كه از جانب خدا بطور صريح دستورى فرود آيد على ٧ نيز آنچنان داورى مىكند.
و از جمله داوريهائى كه در همان زمان كه آن حضرت ٧ در يمن بود پيش او آوردند داستان گودالى است كه براى شكار كردن شير كنده بودند، و شيرى در آن گودال افتاد، مردم براى تماشاى آن شير بكنار گودال آمدند، پس مردى بلب گودال آمده (كه شير را ببيند) پايش لغزيد (و براى اينكه در در گودال نيفتد) بمرد ديگرى چسبيد، آن مرد دومى بمرد ديگرى آويزان شد، مرد سومى نيز بديگرى چسبيد، و بدين ترتيب هر چهار نفر در گودال افتادند و شير بهر چهار تن حمله كرده آنان را پاره كرد و همگى هلاك شدند، على ٧ حكم فرمود: كه مرد نخستين طعمه شير است و يك سوم ديه (و پول خون) مرد دوم بگردن او است (كه بايد از مال او از ورثهاش بگيرند و بورثه مرد دوم بدهند) و مرد دوم نيز دو سوم پول خون مرد سوم را بايد بپردازد، و مرد سوم همه پول خون مرد چهارم را بايد بپردازد، اين داورى بگوش پيغمبر ٦ رسيده فرمود: هر آينه أبو الحسن ٧ در باره آنان بداورى خداى عز و جل در بالاى عرش داورى كرده (و بدون كم و زياد بر طبق حكم خداوندى حكم كرده است).
سپس داورى ديگرى بنزد على ٧ (در يمن) آوردند، و جريان از اين قرار بود كه زنى از روى شوخى و تفريح زن ديگرى را بگردن خود سوار كرد، زن ديگرى جز آن دو زن از راه رسيد و آن زن زيرين را نشگون گرفت (يعنى با انگشتان خود جايى از بدن و پوست و گوشت او را فشار داد كه در فارسى آن را وشگون و نشگون و نشگنج نيز ميگويند) در نتيجه آن زن از جا پريد و آن زن كه بر گردنش سوار بود بزمين خورده گردنش شكست و بهلاكت رسيد، پس آن حضرت داورى كرد كه يكسوم پول خون آن زن را بايد زن سومى كه نشگون گرفته بپردازد، و يكسوم آن را آن زن اولين كه او را بر گردن خود سوار كرده بود بپردازد، و يكسوم پول خون او را هم بهدر داد، بخاطر اينكه آن زن گردن شكسته بيهوده