ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٠٢ - فصل(٦١) داوريهاى آن حضرت در زمان خلافت عثمان
مردى خارق العاده بوده و اين فضيلتها او را بسر حد اعجاز رساند چنانچه پيش از اين نيز گفته شد.
اين بود قسمت اندكى از داوريهاى آن حضرت ٧ در زمان حكومت عمر بن خطاب، و مانندش در زمان خلافت عثمان بن عفان براى آن حضرت بود.
[فصل (٦١) داوريهاى آن حضرت در زمان خلافت عثمان]
از آن جمله داستانى است كه سنى و شيعه حديث كردهاند كه پيرمرد سالمندى دوشيزه را بنكاح خود در آورد (و با او زناشوئى كرد و كارى از آن پيرمرد ساخته نميشد) پس از چندى زن باردار شد، و پيرمرد كه بگمان خود كارى صورت نداده بود آن بچه (و حمل) زن را انكار نمود (و گفت از من نيست) اين جريان بر عثمان مشتبه شده و نميدانست حقيقت چيست، از آن زن كه باكره بود پرسيد: آيا اين پيرمرد مهر دوشيزگى تو را برداشت؟ گفت: نه، عثمان گفت: پس حد بر اين زن جارى كنيد، امير المؤمنين ٧ فرمود: براى زن (در آلت زنانگى) دو راه است، يكى راه حيض است، و ديگر راه بول، شايد اين پير مرد آنگاه كه باو نزديك شده نطفه خود را در راه حيض ريخته و اين زن آبستن شده پس از اين مرد در اين باره پرسش كن، عثمان از او پرسيد؟ او گفت: من نطفه خود را در آلت جلوى اين زن ريختم ولى مهر دوشيزگى او را برنداشتم، امير المؤمنين ٧ فرمود: اين بارى كه اين زن دارد از اين مرد است و فرزند او است، و رأى من اينست كه اين مرد را بخاطر انكار فرزند عقوبت كنى، عثمان از داورى امير المؤمنين ٧ در شگفت شده بدان رفتار كرد.
و نيز روايت كردهاند كه مردى كنيزكى داشت و آن كنيز براى او پسرى آورد، سپس آن مرد از