ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٥٣ - فصل(٨٣) ذكر شمهاى از فضائل آن حضرت
سرش) دچار كن كه عمامه (و آنچه بر سر بندد) آن را نپوشاند، طلحة (راوى حديث) گويد: خدا را گواه ميگيرم كه سفيدى را (پس از زمانى) در ميان دو چشمش ديدم.
[فصل (٨٢) ذكر شمهاى از فضائل آن حضرت ٧]
و از آن جمله است آنچه ابو اسرائيل (بسند خود) از زيد بن ارقم روايت كند كه گفت: على ٧ مردم را در مسجد سوگند داد و فرمود: سوگند ميدهم بخدا آن مردى را كه از پيغمبر ٦ شنيده كه ميفرمود:
«هر كه من مولا و فرمانرواى اويم على مولاى او است، خدايا دوست بدار آن كس كه او را دوست دارد، و دشمن دار آن كس كه او را دشمن دارد» (كه برخيزد و گواهى دهد) پس دوازده نفر از اهل بدر (آنان كه در جنگ بدر بودند) برخاستند شش تن از سمت راست، و شش تن از سمت چپ و بدان گواهى دادند، زيد بن ارقم گويد: من نيز از كسانى بودم كه اين سخن را از پيغمبر ٦ شنيده بودم ولى آن روز گواهى نداده كتمان شهادت كردم پس خداى تعالى (بجرم اين كار) بينائى را از من گرفت، و براى شهادتى كه نداده بود افسوس ميخورد و اظهار پشيمانى مينمود، و از خدا آمرزشخواهى ميكرد.
[فصل (٨٣) ذكر شمهاى از فضائل آن حضرت]
و از آن جمله است روايتى كه على بن مسهر (بسندش) از عباية، و موسى وجيهى (بسند خود) از عبد اللَّه بن حارث و عثمان بن سعيد، و عبد اللَّه بن بكير از حكيم بن جبير روايت كردهاند كه همگى گفتند: