ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٥ - فصل(٥) كيفيت شهادت آن حضرت
چون بميان سرا (و صحن خانه) رسيد مرغابيان پيش آمدند و بروى آن حضرت فرياد ميزدند، (آنان كه در خانه بودند) آنها را از پيش رويش دور ميكردند، حضرت فرمود: آنها را واگذاريد زيرا كه اينها نوحهگران هستند، پس بيرون رفت و (همان شب) ضربت خورد.
[فصل (٥) كيفيت شهادت آن حضرت]
و از خبرهائى كه در باره سبب كشته شدن آن حضرت و چگونگى آن رسيده خبرى است كه جماعتى از تاريخ نويسان حكايت كردهاند كه از آن جمله است: أبو مخنف، و اسماعيل بن راشد، و ابو هاشم رفاعى و ابو عمر و ثقفى و ديگران، (و اجمال داستان اين است) كه جماعتى از خوارج در مكه گرد آمدند، و (در انجمنى كه كردند از هر درى سخن گفتند تا اينكه) سخن از فرمانروايان و زمامداران بميان آمد و همگى ايشان بر آنها و بر كردارشان عيب گرفتند، و رفتارشان را زشت شمردند و بر أهل نهروان (يعنى آن دسته از خوارج كه در جنگ نهروان كشته شدند) افسوس خوردند، پس برخى از ايشان بديگران گفتند: خوب است ما خود را بخدا فروخته نزد اين زمامداران گمراه برويم و بكمين آنها باشيم ناگاه آنها را بكشيم، و مردمان شهرها را از دست آنها آسوده كرده و ضمنا انتقام خون برادران شهيد خود را نيز كه در نهروان كشته شدند بگيريم، و بر اساس همين پيشنهاد با يك ديگر پيمان بستند كه پس از گذشتن زمان حج و انجام آن بدنبال اين كار بروند، عبد الرحمن بن ملجم لعنه اللَّه گفت: من شما را از دست على آسوده خواهم كرد (و كشتن او را بعهده من واگذاريد) برك بن عبد اللَّه تميمى گفت: من شما را از شر معاويه آسوده ميسازم، و عمرو بن بكر تميمى گفت: من از دست عمرو بن عاص شما را آسوده سازم و آن هر سه بر اين تصميم با همديگر پيمان بستند و بر وفاى با آن وعده هم پيمان شدند، و براى انجام اين كار شب نوزدهم