ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٧٨ - فصل(٢٢) جريان جنگ احد و فداكارى آن جناب
كرده و تار و مار شدند، پيغمبر ٦ بمن فرمود: يا على آيا مدح و ثناى خود را در آسمان نشنوى كه فرشته كه رضوانش نامند فرياد ميزند: «لا سيف الا ذو الفقار و لا فتى الا على»؟ پس من از خوشحالى گريستم و خداى سبحان را بر اين نعمت سپاسگزارى كردم.
٧- حسن بن عرفه (بسند خود) از امام باقر ٧ از پدرانش عليهم السّلام حديث كند كه فرمود: در روز جنگ احد فرشته از آسمان فرياد زد: «لا سيف إلا ذو الفقار و لا فتى الا علي».
٨- و مانند آن را ابراهيم بن محمد بن ميمون (بسندش) از ابى رفاع حديث كند كه گفت: ما هميشه از اصحاب رسول خدا ٦ ميشنيدم كه ميگفتند: در جنگ أحد فريادى از آسمان شنيده شد كه فرياد ميزد: «لا سيف الا ذو الفقار و لا فتى الا على».
٩- سلام بن مسكين از قتاده و او از سعيد بن مسيب (كه از بزرگان حديث نزد شيعه و سنى است و در زمان خلافت عمر بدنيا آمد و خود جنگ أحد را نديده بود) حديث كند كه گفت: اگر من جايگاه على ٧ را در جنگ أحد ميديدم، هر آينه او را مىديدم كه در سمت راست پيغمبر ٦ ايستاده و با شمشير از او دفاع ميكند و ديگران همه پشت كرده فرار كرده بودند. (يعنى من با اينكه خود نبودهام ولى در آنچه گفتم شك و ترديدى ندارم و ميدانم كه جريان اين گونه بوده است).
١٠- حسن بن محبوب (بسند خود) از امام صادق ٧ از پدرانش عليهم السّلام حديث كند كه فرمود: پرچم داران مشركين در جنگ احد نه تن بودند كه همه را على ٧ كشت و در نتيجه