ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٤٥ - فصل(١٠) گذاردن رسول خدا امانتهاى قريش را نزد على ع
نميكرد، كار تبليغ (و رساندن احكام) رسول خدا ٦ بپايان نميرسيد، و عمرش كفاف انجام آن را نميداد و دشمنان و رشگ بران آن حضرت بر او چيره و پيروز ميشدند، (از اين رو على ٧ در بستر خوابيد، و آنها نيز بىآنكه از جريان آگاه باشند و گمان ببرند كه او على ٧ است، در اطراف او چشم براه سپيده و روشنى هوا بودند) چون صبح شد و ناگهان بسوى او يورش بردند، على ٧ برخاسته بآنها حملهور شد، آنها كه (باور نداشتند آن مرد خفته على باشد، همين كه) او را ديدند پراكنده شده و بازگشتند، و انديشه شومشان در باره رسول خدا ٦ نقش بر آب شد، و رشته تدبيرشان يكسره از هم گسيخت و آرزوهائى كه بدنبال اين كار در سر پرورانده بودند جملگى بر باد رفت و با آن پيش بينى كه پيغمبر اكرم ٦ فرمود: و آن فداكارى كه على ٧ كرد نظم و ترتيب ايمان بر جاى ماند، و بينى شيطان بخاك ماليده شد، و دشمنان دين و آئين سرافكنده گشتند، و اين براى أمير المؤمنين صلوات اللَّه عليه منقبتى است بىنظير، و كسى در اين باره همباز و در اين فضيلت انباز او نگشت، و مانند او در اين راه كسى از جان نگذشت.
و خداى سبحان در باره اين جريان، و از خود گذشتگى امير مؤمنان، اين آيه از قرآن را فرو فرستاد: «و از مردم كسى است كه ميفروشد جان خود را در پى خوشنودى خدا، و خدا است مهربان ببندگان» (سوره بقره آيه ٢٠٧).
[فصل (١٠) گذاردن رسول خدا امانتهاى قريش را نزد على ع]
و از جمله فضائل آن حضرت اين است: كه رسول خدا ٦ امانتدار، و وديعه نگهدار قريش بود، و آنان اموال خود را نزد او ميگذاردند، و چون ناچار شد (بواسطه جريانى كه در فصل پيشين گذشت)