ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣٤٩ - فصل(٧٨) داستان اژدها و تكلم با آن حضرت
و وضوئى نيكو ساخت و نمازى بتنهائى خواند و مردم او را مينگريستند، سپس دعاهائى خواند كه بيشتر مردم شنيدند، سپس بسوى فرات پيش رفت و عصائى در دست داشت، تا اينكه آمد و با آن عصا بر روى آب زده فرمود: باذن خدا و خواست او كم شو، پس آب فرو نشست بدانسان كه ماهيان در ته آب نمودار شدند، پس بسيارى از آنها با جمله «السّلام عليك يا امير المؤمنين» بر آن حضرت سلام كردند و اقسامى از آنها سلام نكردند و آنها (چند نوع بودند باين نامها): جرى، مارماهى، زمار، پس مردم از اين جريان در شگفت شدند و از سبب سخن گفتن آنها كه سخن گفتند، و سخن نگفتن آن دسته ديگر پرسيدند؟ حضرت فرمود: خداوند آن دسته از ماهيان كه پاك و حلال بودند براى من بزبان آورد و آن دسته را كه حرام گوشت و پليد و دور از رحمت و بركت كرده بود بسخن نياورد.
و اين خبرى است مشهور كه شهرتش در نقل و روايت مانند شهرت سخن گفتن گرگ با پيغمبر ٦ (كه در باب معجزات رسول خدا ٦ رسيده است) و مانند تسبيح گفتن سنگريزه در دست آن حضرت و ناله ستون مسجد براى او، و طعام دادن گروه بسيار از توشه اندك ميباشد، و كسى كه بخواهد در آن طعن زند شبهه در آن نيابد جز بدان چه طعن زنندگان در باب معجزات پيغمبر ٦ دستاويز خود كردهاند.
[فصل (٧٨) داستان اژدها و تكلم با آن حضرت]
و نيز راويان اخبار و حافظان آثار داستان اژدها و معجزه شگفتآور او را در آن باره مانند همين