ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٣٦ - فصل(١٤) بيان فضايل خويش و برترى او بر ديگران
هستم، عرض كردم سبحان اللَّه بخدا سوگند شما براستى بردبارى! فرمود: چه بكنم؟ عرضكردم:
در ميان مردم بپاخيز و آنان را بسوى خويشتن بخوان، و آگاهشان كن كه همانا تو خود سزاوارترين مردمان به پيغمبر ٦ هستى و بفضيلت و پيشى (در اسلام) از ديگران شايستهتر هستى و از ايشان يارى و مدد بخواه براى (از ميان بردن) اينان كه از كنار تود بيكسو شدهاند، پس اگر ده تن از ميان صد تن از آنان پاسخت دهند (و سخنت را بپذيرند) با آن ده تن بر آن صد تن سخت توانى گرفت.
پس اگر بتو گرويدند كار بر وفق و مراد و دلخواه تو انجام خواهد شد، و اگر سرباز زنند (و فرمانبر نشوند) با آنان بجنگى، پس اگر بر آنها پيروز شدى اين همان فرمانروائى و سلطنتى است كه خداوند به پيغمبرش ٦ داده و تو بدان سزاوارتر از ايشان هستى، و اگر در راه رسيدن بدان كشته شدى شهيد كشتهشدهاى، و در پيشگاه خداوند معذور خواهى بود و بارث بردن از رسول خدا ٦ در اين باره سزاوارترى؟ فرمود: اى جندب آيا چنين مىبينى (و بنظرت ميرسد) كه از هر صد نفر ده نفر با من بيعت كنند؟
گفتم: آرى آن را اميد دارم، فرمود: ولى من چنين اميدى ندارم بلكه اميد ندارم كه از هر صد نفر دو نفر با من بيعت كنند و اكنون تو را آگاه كنم كه اين نااميدى من از كجا است، جز اين نيست كه مردم قريش را مىنگرند، قريش هم با خود ميگويند: همانا آل محمد ٦ و خاندان آن حضرت خود را برتر از مردمان ديگر ميدانند، و خود را زمامدار ميدانند نه قريش را، و (از اين رو) اگر خاندان محمد ٦ زمامدار شوند اين سلطنت و دولت براى هميشه در اين خاندان خواهد ماند و بكسى ديگر نخواهد رسيد، و اما تا زمانى كه در ميان ديگران باشد دست بدست ميان شما ميگردد، (از اين رو) قريش تا بتوانند بدلخواه خود اين دولت و سلطنت را بما نخواهند سپرد، (جندب) گويد: باو عرضكردم: آيا مردم را از اين سخن شما آگاه نكنم تا ايشان را بسوى تو بخوانم؟ بمن فرمود: اى جندب اكنون زمان آن نرسيده، گويد: