ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٦٨ - فصل(٣٩) سخنان آن حضرت در باره سستى مردم و تحريص آنان بر جنگ
[فصل (٣٩) سخنان آن حضرت در باره سستى مردم و تحريص آنان بر جنگ]
و نيز از سخنان آن حضرت ٧ است كه در كوچ دادن مردمان و كندى ايشان از پيكار با دشمنان بيان داشته است- و اين گاهى بود كه خبر رفتن بسر بن ارطاة (از جانب معاويه) بمملكت يمن بگوش آن حضرت ٧ رسيد- كه پس از حمد و ثناى پروردگار فرمود: اى گروه مردم همانا نخستين ياوه گوئى و پيمانشكنى شما آنگاه بود كه خردمندان و نيك انديشان شما رفتند آنان كه برخورد ميكردند و براستى سخن ميگفتند، و بدنبال گفتارشان بعدالت رفتار ميكردند، و چون خوانده ميشدند اجابت ميكردند و همانا من بخدا سوگند شما را (بجنگ با دشمنان) خواندم در پايان و نخست، و پنهانى و آشكارا، و در شب و روز، و چاشتگاه و شامگاه، و (دعوت من) نيفزود شما را جز گريختن و پشت كردن، آيا پند و اندرز و دعوت بسوى هدايت و حكمت شما را سود نبخشد، در صورتى كه همانا من دانايم بآنچه شايسته شما است و كجى شما را براى من راست كند، ولى بخدا سوگند با تباه ساختن خود شما را اصلاح نمىكنم (گويا اشاره است باينكه شما ميخواهيد من مانند معاويه با نيرنگ و تاراج كردن بيت المال و بيحساب خرج كردن آن بر دشمن چيره شوم ولى من اين كار را نخواهم كرد چون باعث تباهى و تيرگى دل خود من خواهد بود) ولى شما كمى بمن مهلت دهيد (تا من از ميان شما بروم) گويا بخدا سوگند بشما مىنگرم كه مردى بحريم شما درآيد و شما را شكنجه و عذاب كند خداوند او را عذاب كند چنانچه او شما را عذاب دهد (اشاره بزياد بن ابيه يا حجاج بن يوسف ثقفى است كه در كوفه بحكومت رسيده و گروه بسيارى از مردم كوفه را بقتل رسانيدند يا در زندانهاى سخت زندانى كردند) همانا از تيره روزى و خوارى مسلمانان و نابودى دين است كه پسرك ابى سفيان (معاويه) مردمان رذل و بدكاران را ميخواند و آنان اجابتش ميكنند، و من شما را كه برترين نيكان هستيد بخوانم و شما بيكسو رويد و سرباز زنيد، اين كردار (شما كردار) پرهيزكاران نيست.