ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٤١ - فصل(٤٣) جنگ تبوك و ماندن على ع به جاى رسول خدا ص در مدينه
اندرزى است.
[فصل (٤٣) جنگ تبوك و ماندن على ع به جاى رسول خدا ص در مدينه]
پس از اين داستان جنگ تبوك پيش آمد و خداى عز و جل به پيغمبر ٦ وحى فرستاد كه خود او باين جنگ برود و مردم را براى كوچ كردن بهمراهى او برانگيزد، و او را آگاهى داد كه در اين سفر نيازى بجنگ كردن نخواهد شد، و دچار نبرد با دشمن نخواهد گرديد، و كارها بدون بكار بردن شمشير بدلخواه او انجام خواهد شد، و تنها خداى تعالى اين دستور را بخاطر آزمايش ياران و پيروان آن حضرت صادر فرمود تا آنها را بيازمايد، و بدان وسيله نيك از بد و فرمانبردار از نافرمان جدا گردند، و آنچه در دل دارند آشكار شود، پس رسول خدا ٦ آنان را بكوچ كردن بسوى شهرهاى روم (كه مملكتهاى سوريه و اردن فعلى بود) دستور فرمود، و اين دستور هنگامى بود كه ميوههاى آنان (مانند خرما) رسيده و زمان چيدن آن بود، و گرما نيز سخت گشته بود، (از اين رو) بيشتر آنان از فرمان آن حضرت سرپيچى كردند و اين براى آن بود كه بجمع آورى ميوهها و سودى كه از آن بهره آنان ميشد مبادرت ورزند، و از روى حرصى بود كه براى تأمين زندگى و سر و صورت دادن بآن داشتند، و ديگر ترسى بود كه از گرماى سخت و دورى راه و بر خورد با دشمن آنان را فرا گرفته بود، پس گروهى با دشوارى و سختى خود را آماده رفتن كردند، و جمعى از دستور آن حضرت سرباز زدند.
و چون پيغمبر ٦ آماده رفتن شد أمير المؤمنين ٧ را بجاى خود بعنوان جانشينى در ميان خاندان و فرزندان و زنان و آنان كه با او بمدينه هجرت كرده بودند گماشت، و باو فرمود: يا على بدرستى كه شهر مدينه اصلاح نپذيرد جز ببودن من يا تو، زيرا آن حضرت ٦ از نيتهاى ناپاك عربها و بيشتر مردم