ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٣١٥ - فصل(٦١) برخى از اخبار غيبيه آن حضرت
[فصل (٦١) برخى از اخبار غيبيه آن حضرت]
و اما آنچه از امير المؤمنين ٧ از اين نمونه (اخبار غيبى) رسيده آن مقدار است كه كسى نتواند انكار آن نمايد مگر بواسطه زنگ گرفتن دل يا نادانى و بهتان و دشمنى، و گر نه بنگريد بدان چه خبرهاى بسيار و نشانههاى زيادى در آن رسيده و همگان از آن حضرت ٧ نقل كردهاند كه پس از بيعت كردن مردم با او و پيش از اينكه با آن سه دسته (يعنى با طلحة و زبير، و معاويه و خوارج) جنگ كند فرمود: من مأمور شدهام بجنگ با پيمانشكنان (يعنى طلحة و زبير) و آنان كه از حق بيكسو روند (يعنى معاويه و همدستانش) و آنان كه از دين بيرون روند (خوارج نهروان) و آن حضرت ٧ با ايشان جنگيد و چنان شد كه خبر داده بود.
و هنگامى كه طلحة و زبير از آن حضرت براى رفتن (بمكه) جهت بجا آوردن عمره اجازه خواستند بدانها فرمود: نه بخدا! شما قصد عمره نداريد، بلكه قصد (رفتن) بصره داريد و چنان بود كه فرمود.
و هنگامى كه اجازه خواستن آن دو را براى عمره بابن عباس خبر مىداد فرمود: من با اينكه ميدانستم آن دو نفر خيال پيمانشكنى دارند اذنشان دادم، و از خداوند براى دفع آنان كمك خواستم، و همانا خداى تعالى بزودى نقشه شوم آنان را بازگرداند، و مرا بر ايشان پيروز گرداند، و چنان بود كه فرمود.
و هنگامى كه در منزل ذى قار (نزديكى بصره) براى بيعت كردن نشسته بود فرمود: از سمت كوفه هزار مرد بدون كم و زياد مىآيند و بشرط جان با من بيعت كنند (كه تا دم مرگ دست از يارى من بر ندارند)