ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٥٤ - فصل(١٥) رفتن آن حضرت به يمن و اسلام قبيله همدان و ديگران
ميتوانست انجام اين مأموريت را بدهد باو واگذار ميكرد، و از آنجا كه ميزان در بزرگى اشخاص كردار آنان ميباشد، و ملاك در امتياز مردمان واگذارى كارها از طرف پيشواى بزرگ اسلام پيغمبر ٦ بآنان خواهد بود، و آنچه آن حضرت در اين داستان بعلى واگذار نمود و كسى را جز او قابل اين مقام و شخصيت نديد، از اين رو بمقتضاى آنچه گفته شد بايد گفت: با اين فضيلت على ٧ بر ديگران امتياز بزرگى داشت كه بدان سبب بر همگان برترى دارد.
[فصل (١٥) رفتن آن حضرت به يمن و اسلام قبيله همدان و ديگران]
و از جمله فضائل آن حضرت داستانى است كه همه تاريخ نويسان بنقل آن متفقند و در اين باره اختلافى ندارند: كه رسول خدا ٦ خالد بن وليد را بسوى مردم مملكت يمن فرستاد تا آنها را باسلام دعوت كند، و گروهى از مسلمانان را نيز همراهش روان ساخت كه براء بن عازب يكى از آن گروه بود، پس خالد (بيمن رفت و) شش ماه تمام مردم آنجا را باسلام دعوت كرد و هيچ يك از آنان پيرويش نكردند و گفتههايش بگوش هيچ كداميك از آنها فرو نرفت (و كارى از پيش نبرد) رسول خدا ٦ از اين معنى آزرده خاطر گرديد و على ٧ را طلبيد، و باو دستور فرمود:
(كه بيمن رود) و خالد و همراهانش را بازگرداند (و خود بجاى او مردم را باسلام دعوت كند) و باو فرمود: اگر كسى از همراهان خالد مايل بود كه همراه تو بماند جلوگيرى نكن و بگذار بماند، براء بن عازب (كه پيش از آن بهمراه خالد رفته بود) گويد: من از كسانى بودم كه در يمن پيش على ٧ ماندم (و همراهى على ٧ را بر بازگشت با خالد ترجيح دادم، پس خالد با گروهى بازگشت و ما مانديم، و با امير المؤمنين ٧ براى خواندن مردم يمن باسلام بنزد آنان رفتيم) چون پيش آنها رفتيم و از آمدن على ٧ خبردار شدند نزد ما انجمن كردند، على بن ابى طالب ٧