ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٦٣ - فصل(٥٠) جريان حجة الوداع و آمدن على ع از يمن به مكه معظمه و داستان غدير خم
(يعنى تا آخر عمر باين حكم الهى گردن ننهى) و از اين رو در زمان خلافت خود از اين دستور الهى سر باز زده بمنبر رفت و آن را قدغن كرد و آنان را كه حج تمتع بجا آوردند تهديد بشكنجه و سختگيرى نمود.
(مترجم گويد: چنانچه در اول داستان وعده كرديم براى روشن شدن اين حديث بپاره توضيحات نيازمنديم و آن اينست كه: بايد دانست حج در اسلام بر سه گونه است: حج تمتع، حج افراد، حج قران، و چنانچه از اين حديث روشن شود تا پيش از سفر حجة الوداع- يعنى همين مسافرت رسول خدا ٦ بمكه دستور حج تمتع نيامده بود و حج را بصورت قران و افراد بجا مىآوردند، و كيفيت آن اينست كه از ميقات محرم شوند سپس بعرفات و مشعر و منى روند و اعمال آنجا را بجا آورده آنگاه بمكه آيند و طواف و نماز و سعى و طواف نساء و نماز آن را بجا آورند و عمره آن را پس از بيرون آمدن از احرام انجام خواهند داد، و جايز است كه پيش از رفتن بعرفات و مشعر و منى نيز بمكه آيند و طواف كنند ليكن پس از هر طوافى لبيك گويند كه از احرام بيرون نروند، آنگاه پس از انجام اعمال مكه بعرفات روند، و چنانچه از حديث كلينى (ره) در كافى و نيز از اين حديث استفاده شود رسول خدا ٦ با اينكه حج قران بجاى آورد، ابتداء بمكه آمده سپس بمنى و عرفات و مشعر رفته است، و فرق و امتيازى كه ميان حج افراد و قران است آن است كه در حج افراد همراه آوردن چهار پايان براى قربانى شرط نيست ولى در حج قران شرط است كه هنگام بستن احرام قربانى همراه داشته باشند چنانچه رسول خدا ٦ انجام داد، و اما حج تمتع باين گونه است كه در ابتداء بنيت عمره تمتع از ميقات احرام بندند، و سپس وارد مكه شوند و طواف و نماز طواف و سپس سعى ميان صفا و مروه را بجا آورند آنگاه با كوتاه كردن كمى از مو يا ناخن از احرام بيرون آيند و آنچه حرام شده بود جز چند چيز حلال شود و از جمله چيزهائى كه حلال شود نزديكى با زنان و پوشيدن جامه دوخته و عطر ببدن ماليدن است كه در حال احرام همه آنها حرام است آنگاه در شب يا روز نهم ذيحجه براى رفتن بعرفات و انجام اعمال حج تمتع در مكه احرام حج مىبندند و بمنى و عرفات ميروند، ضمنا بايد دانست براى كسانى كه از شهرهاى دور دست كه فاصلهاش بيش از چهل و هشت ميل از مكه است حج تمتع واجب است و نميتوانند بصورت قران يا افراد حج بجا آورند و اين دو قسم مخصوص است بأهل مكه و آنان كه در اطراف مكه هستند و فاصله آنان تا مكه بيش از حد مذكور نيست، و وجه اينكه رسول خدا ٦ با اينكه از مدينه بحج آمده بود و روى اين قاعده بايستى حج تمتع بجا آورد ولى حج قران كرد همان است كه در حديث بدان تصريح شده كه پيش از اين سفر دستور حج تمتع نرسيده بود و در اين سفر بود كه رسول خدا ٦ فرمود: عمرة را تا بروز قيامت داخل در حج كردم ... و بهر صورت اگر كسى بنيت حج افراد وارد مكه شد و در آنجا خواست آن را تبديل بحج تمتع كند برايش جايز است ولى براى آن كسى كه بنيت حج قران بمكه آمده و قربانى همراه آورده جايز نيست چنانچه در اين حديث است، و خلاصه پيغمبر اكرم براى