ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢١٢ - فصل(٦٢) داوريهاى آن حضرت در زمان خلافت ظاهرى خود
فرمود: اين هشت نان بيست و چهار درهم ثلث مىشود (يعنى هشت نان بوده و شما كه آن را خوردهايد سه نفر بوديد و لا بد بطور مساوى خوردهايد و پس از ضرب هشت در سه، حاصل ضرب بيست و چهار مىشود كه هر نان را سه قسمت بحساب مىآوريم) پس تو هشت قسمت از (بيست و چهار قسمت) آن را خوردهاى، و رفيق تو نيز هشت قسمت، و مهمان شما نيز هشت قسمت خورده و چون هشت درهم بشما داده هفت درهم از آن رفيق تو است و يكدرهم از تو است، پس آن دو مرد با بينائى در داورى آن حضرت دنبال كار خود رفتند.
(مترجم گويد: براى توضيح بيشتر بايد باين گونه حساب شود كه چون اينها سه تن بودهاند و براى پيدا كردن سهم صاحب سه نان، بايد سه را در سه ضرب كنيم- يعنى عدد نانها را در عدد خورندههاى آن ضرب نمائيم- حاصل ضرب نه مىشود، كه از نه سهم هشت سهم آن را صاحب سه نان خورده است و يكى باقى مانده و براى سهم صاحب پنج نان پنج را ضرب در سه ميكنيم حاصل ضرب پانزده مىشود كه هشت سهم را خود خورده و هفت عدد باقى ميماند، بنا بر اين هفت درهم سهم صاحب پنج نان مىشود و يكدرهم سهم صاحب سه نان خواهد شد، و بعبارت ديگر صاحب سه نان، سه نان يكسوم كم آن را خورده، و صاحب پنج نان نيز سه نان يك سوم كم خورده و مهمان نيز سه نان يكسوم كم خورده، بنا بر اين آن كس كه سه نان داشته بجز يكسوم از نان بقيه را خورده و تنها بايد براى يكسوم از يك نان پول بگيرد كه يكدرهم مىشود، و صاحب پنج نان براى دو نان و يكسوم بايد پول بگيرد كه هر نان را كه سه قسمت كنيم مجموع هفت سهم مىشود و براى هفت قسمت هفت درهم پول بايد بگيرد).
و دانشمندان تاريخ نويس روايت كردهاند كه چهار تن در زمان امير المؤمنين ٧ شراب خوردند و مست شدند (و در حال مستى) يك ديگر را با كارد زخمى كردند و هر كدام جراحتى سخت برداشت، جريان بگوش امير المؤمنين ٧ رسيد دستور فرمود آنها را بزندان اندازند تا بهوش آيند، دو تن از آنها در زندان مردند و دو تن زنده ماندند، بستگان و فاميل آن دو نفر كه مرده بودند بنزد امير المؤمنين ٧ آمده گفتند: قصاص ما را از اين دو نفر كه مردان ما را كشتند بگير، حضرت بايشان فرمود: از كجا