ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢١١ - فصل(٦٢) داوريهاى آن حضرت در زمان خلافت ظاهرى خود
دستور داد قدرى از آن را كندند و بدو تن از ياران خويش فرمود: آن را بچشيد و از دهان بيرون افكنيد، آن را چشيدند ديدند سفيده تخم مرغ است، حضرت فرمود: آن جوان را آزاد كردند و آن زن را بخاطر آن تهمت و ادعاى باطلى كه كرده بود تازيانه زدند.
و حسن بن محبوب (بسندش) از ابن أبى ليلى حديث كند كه أمير المؤمنين ٧ در جريانى چنان داورى كرد كه بيسابقه بود، و جريان از اين قرار بود كه دو نفر مرد در سفرى با هم همسفر شدند و براى خوردن چاشت در جايى كنار يك ديگر نشستند، پس يكى از آن دو پنج گرده نان از سفره خود بيرون آورد و ديگرى سه تا، پس در آن هنگام مرد ديگرى (ره گذر) برايشان گذشت آن دو بآن رهگذر گفتند: بفرما بناهار؟! او نيز بنشست و با آن دو از آن نانها خوردند، چون سير شد هشت درهم پيش آن دو انداخت و گفت: اين بجاى آنچه من از چاشت شما خوردم، آن دو مرد بر سر آن هشت درهم با يك ديگر كشمكش و نزاع كردند، آنكه سه نان داده بود ميگفت: اين هشت درهم بايد دو نصف شود نيمى از آن (كه چهار درهم است) مال من است، و نيم ديگر از آن تو است، و آنكه پنج نان گذارده بود ميگفت: پنج درهم مال من و سه درهم مال تو است اين كشمكش را بنزد على ٧ آوردند و داستان خويش را بآن حضرت ٧ عرض كردند، حضرت ٧ فرمود: كشمكش و نزاع در اين باره از پستى است و ستيزهجوئى در آن نكو نيست، و سازش بهتر است؟ آنكه سه نان داده بود گفت: من بجز آنچه حكم واقع و حقيقت داورى است تن ندهم و بهيچ وجه حاضر بسازش نيستم، حضرت فرمود: اگر بسازش حاضر نشوى و بجز آنچه حقيقت حكم در اين باره است تن ندهى تو از اين هشت درهم تنها يك درهم بهرهات ميباشد و هفت درهم ديگر بهره رفيق تو خواهد بود؟ گفت: سبحان اللَّه چگونه مىشود؟ حضرت ٧ فرمود: اكنون تو را آگاه كنم، آيا تو سه گرده نان نداشتى؟ عرض كرد: چرا، فرمود: رفيقت پنج گرده نداشت؟ عرضكرد: چرا،