ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٤٠ - فصل(٧) شمهاى از فضائل و مناقب آن حضرت
رضى اللَّه عنها (همسرش) فرمود: (آنچه ميگويم) بشنو و بر آن گواه باش: اين على امير مؤمنان و آقاى اوصياء است.
٣- و نيز از معاوية بن ثعلبة حديث كرد كه گفت: بابى ذر غفارى رضى اللَّه عنه (هنگام مرگش) گفته شد: كه وصيت كن! گفت: وصيت كردهام، گفته شد: بكه وصيت كردهاى؟ گفت: بأمير مؤمنان گفته شد: (يعنى) بعثمان؟ گفت: نه، بآن كه بحقيقت أمير مؤمنان است (يعنى) على بن ابى طالب ٧ همانا او قوام و پايه نظام زمين، و تربيت دهنده اين امت است، اگر او را از دست دهيد زمين را و آنچه بر او است دگرگون خواهيد يافت.
٤- و حديث بريدة بن خضيب اسلمى ميان دانشمندان مشهور و معروف است بسندهائى كه شرح آن سخن را بدرازا كشد كه گفت: همانا رسول خدا ٦ بمن (و گروهى ديگر كه رويهم رفته هفت نفر بوديم، و من) هفتمين نفر از آن هفت نفر بودم، و در ميان آنها ابو بكر و عمر و طلحه و زبير بودند، دستور داد و فرمود: بعلى سلام كنيد بعنوان فرمانروائى و امارت مؤمنين، (يعنى باو بگوئيد: سلام بر تو اى أمير مؤمنان) پس ما بهمان نحو (كه فرموده بود) بر او سلام كرديم و (اين در زمانى بود كه) رسول خدا ٦ در ميان ما بود و زندگى ميكرد. (يعنى على ٧ در زمان زندگى پيغمبر ملقب باين لقب يعنى «امير المؤمنين» گرديد).
و مانند اين اخبار بسيار است كه ذكر آنها كتاب را طولانى كند و اللَّه الموفق.
[فصل (٧) شمهاى از فضائل و مناقب آن حضرت]
و اما منقبتهاى آن حضرت كه بواسطه شهرتى كه دارد و تواتر نقل بآنها و اجماع علماء و دانشمندان