ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٦٩ - فصل(٢٢) جريان جنگ احد و فداكارى آن جناب
٤- باو پولى و خرجى بدهيد و از ضربتهاى او خود را نگهداريد (و با دادن پول جلوى ضربتهاى او را بگيريد و) كارى كه مردان زبون و خوار ميكنند (بكنيد) و (مانند) بيعتى كه سودى ندارد.
٥- كجايند پيران و خردمندان! كجايند بزرگان و پناهگاهان! (كه) در هر پيش آمد ناگوار (ى با سر پنجه خرد و تدبير و قدرت خويش آن را بر طرف ميساختند؟) و كجاست زينت و زيبائى شهر مكه (مقصودش يكى از بزرگان مكه است، و دور نيست منظورش يكى از همان سران قريش مانند عتبة و شيبة و نوفل و امثال آنها باشد كه در جنگ بدر بدست على ٧ كشته شدند).
٦- شما را نابود كرد بكشتنى در جا (كه نيازى بسر بريدن ندارد) و بضربتهائى از شمشير كه بتيزى آن جدا ميكرد و بپهناى آن كار نميكرد (شايد مقصودش اينست كه تيزى شمشير و قوت بازوى او كار ميكرد نه پهناى شمشير، يا معنا چنين است: كه ضربتهاى او جدا ميكرد و دو نيم مينمود و پهن نمىكرد كه تنها زخمى در بدن ايجاد كند).
[فصل (٢٢) جريان جنگ احد و فداكارى آن جناب]
در بيان داستان جنگ احد:
و آن پس از جنگ بدر بود، و در اين جنگ نيز مانند جنگ بدر پرچم (لشكر) رسول خدا ٦ بدست امير المؤمنين ٧ بود، و در اين جنگ لواء نيز (كه بيرقى است كوچكتر از پرچم جنگ) بدست آن حضرت داده شد (كه بواسطه كشته شدن مصعب بن عمير كه لواء بدستش بود بآن حضرت رسيد و داستان آن بيايد) و در اين جنگ نيز مانند جنگ بدر فتح بدست تواناى على ٧ شد، و امتيازى كه نصيب آن حضرت شد زياده بر جنگ بدر، آن شكيبائى و پا بر جا بودن و رنج و بلا بر خود هموار كردن شگفت انگيز آن بزرگوار بود كه با اينكه همگان بگريختند و مردان دلاور جنگى بلغزيدند او از ميدان نگريخت (و مانند هميشه ثابت قدم بجاى ماند) و رنجى كه در اين جنگ در باره رسول خدا ٦ كشيد ديگران