ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٢ - فصل(٤) قسمت ديگرى از همان اخبار
[فصل (٤) قسمت ديگرى از همان اخبار]
١- و از جمله اخبارى كه حضرت ٧ در آن بخاندان و يارانش پيش از كشتهشدنش خبر مرگ خود را ميدهد حديثى است كه أبو زيد احول از اجلح كندى (يكى از شيعيان با وفاى آن حضرت) از بزرگان قبيله كنده حديث كند كه گفت: بيش از بيست بار از آنها شنيدم كه ميگفتند: ما از على ٧ شنيديم كه بالاى منبر دست بر محاسنش ميگذاشت و ميفرمود: چه چيز جلوگيرى كند بدبختترين اين امت را كه اين (محاسن) را از خون بالاى آن خضاب كند.
٢- و نيز على بن حزور از اصبغ بن نباتة حديث كند كه گفت: على ٧ در همان ماهى كه در آن كشته شد براى ما خطبه خواند و فرمود: ماه رمضان آمد و آن بزرگ ماهها و آغاز سال است در اين ماه (يا در اين سال) آسياى سلطنت بگردش درآيد، (برخى گفتهاند: مقصود حضرت اينست كه در اين سال خلافت رنگ سلطنت بخود ميگيرد و اشاره بخلافت معاويه پس از آن حضرت ميباشد.
و در برخى نسخهها بجاى «سلطان» شيطان است) آگاه باشيد كه در اين سال شما در يك صف (بدون امير) حج خواهيد كرد، و نشانهاش اينست كه من در ميان شما نيستم، اصبغ گويد: آن حضرت (با اين فرمايش) خبر مرگش را ميداد ولى ما نميدانستيم.
٣- و نيز فضل بن دكين از عثمان بن مغيرة حديث كند كه گفت: چون ماه رمضان شد امير المؤمنين ٧ يك شب نزد حسن ٧ شام ميخورد و يك شب نزد حسين ٧ و يك شب نزد عبد اللَّه بن عباس، و بيش از سه لقمه غذا نميخورد، شبى از شبها سبب كم خوراكى را از آن حضرت پرسيدند؟ فرمود: امر خدا (و مرگ) بسراغ من خواهد آمد (ميخواهم در آن حال) شكمم تهى و گرسنه باشد، و بيش از يكى دو شب نمانده، و در آخر همان شب او را ضربت زدند.