ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٧١ - فصل(٢٢) جريان جنگ احد و فداكارى آن جناب
آن دو تا بامروز در ميان بنى هاشم است.
٢- و مفضل بن عبد اللَّه (بسندش) از ابن عباس حديث كند كه گفت: براى على بن ابى طالب ٧ چهار فضيلت است كه براى هيچ كس نيست: (١) او نخستين مردى است در ميان نژاد عرب و نژادهاى ديگر كه با پيغمبر ٦ نماز گذارد. (٢) او پرچمدار آن حضرت در همه جنگها بود. (٣) او كسى است كه در روز جنگ احد با پيغمبر ٦ بجاى ماند (و مردانه تا پايان كار جنگيد) و مردم ديگر گريختند.
(٤) و او (تنها) كسى بود كه در ميان قبر پيغمبر ٦ رفت (و جنازهاش را در ميان گور نهاد).
٣- زيد بن وهب جهنى (بسندش) از زيد بن وهب حديث كند كه گفت: روزى (در مجلس) عبد اللَّه بن مسعود (نشسته بوديم، و او را) سر دماغ و شكفته ديدم (بهوس افتاديم كه از داستانهاى گذشته در اسلام از او بپرسيم) پس باو گفتيم: كاش ما را از جريان جنگ أحد و چگونگى آن آگاه ميساختى؟ گفت آرى و آغاز سخن بدان سر گذشت نمود تا رسيد بداستان جنگ، پس گفت رسول خدا ٦ بما فرمود: بنام خدا بسوى مشركين حركت كنيد، پس از شهر مدينه بيرون آمديم، و در برابر آنان صفى دراز كشيديم، و براى پاسدارى از دره و شكاف (كوه احد) پنجاه نفر از انصار را به نگهبانى واداشت و مردى را از خود آنان (كه نامش عبد اللَّه بن عمر بن حزم بود) فرمانده ايشان كرد و بآنها فرمود: از جاى خود جنبش نكنيد اگر چه همه ما كشته شويم، زيرا دشمن از اين شكاف بما رو آور شود، گويد: از آن طرف أبو سفيان كه نامش صخر بن حرب بود در برابر اين پنجاه نفر خالد بن وليد را بكمين آنان واداشت، و لواهاى جنگ قريش نزد فرزندان عبد الدار بود، و لواء مشركين بدست طلحة بن أبى طلحه بود كه او را كبش الكتيبة