ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٩ - فصل(٣) خبرهايى كه آن خضرت پيش از وقوع آن جريان جانگداز داد
كار غسل دادن و كفن كردنش را بدستور خود آن حضرت دو فرزندش حسن و حسين عليهما السّلام انجام دادند، و جنازه آن بزرگوار را (پس از غسل و كفن كردن) بجانب نجف كوفه بردند و در آنجا دفن كردند، و جاى قبرش را پنهان كردند، و اين كار طبق وصيتى بود كه خود آن حضرت بدو فرزندش فرمود، زيرا كه روى كار آمدن بنى اميه را پس از او و عقايد آنها را در دشمنى با خودش ميدانست، و از سرانجام كارشان آگاه بود، و ميدانست كه اينان بواسطه سوء نيت (و ناپاكى دلى) كه دارند تا آنجا كه بتوانند از كردار زشت و گفتار نابهنجار فروگذار نخواهند كرد (و از قبر و جنازه آن حضرت نيز دست بردار نخواهند بود) و پيوسته قبرش پنهان بود، تا اينكه حضرت صادق جعفر بن محمد ٨ پس از (نابودى بنى اميه، و) روى كار آمدن بنى عباس آن را نشان داد، و در آن هنگام كه منصور دوانيقى در شهر حيره (كه در سه منزلى كوفه بود) توقف داشت، و امام صادق ٧ براى ديدار او ميرفت (در سر راه) آن قبر شريف را زيارت كرد، شيعيان آن مكان را شناختند و دانستند كه آنجا مزار آن حضرت ٧ است، و در آن روزى كه از دنيا رفت شصت و سه سال از عمر شريفش گذشته بود.
[فصل (٣) خبرهايى كه آن خضرت پيش از وقوع آن جريان جانگداز داد]
١- و از جمله خبرهائى كه آن حضرت ٧ پيش از اين جريان فرمود و دلالت دارد كه آن پيش آمد را ميدانسته خبرى است كه على بن منذر (بسند خود) از عامر بن واثله حديث كند كه گفت: (هنگامى كه) أمير المؤمنين ٧ مردم را براى بيعت گرد آورد، عبد الرحمن بن ملجم مرادى لعنه اللَّه (براى بيعت) نزد آن حضرت آمد، حضرت دو بار يا سه بار او را برگرداند (و حاضر به بيعت كردنش نشد) و پس از آن با او بيعت كرد و هنگام بيعت با او فرمود: چه چيز جلوى بدبختترين اين امت را گرفته؟ سوگند بآن كه جانم بدست اوست كه تو اين را از اين خضاب ميكنى- و دست مبارك بر محاسن و