ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ١٠٤ - فصل(٢٨) نازل شدن سوره و العاديات در باره جنگ مزبور
كه مرا آگاهى دهد كه على مىآيد، سپس بيرون رفت و دستور فرمود كه مردم از على ٧ استقبال كنند، مردمان دو صف شده و با پيغمبر ٦ باستقبال على ٧ رفتند، همين كه أمير المؤمنين ٧ رسول خدا ٦ را ديد از اسب خود پياده شد و بسوى پاهاى آن حضرت خم شد كه آنها را ببوسد، حضرت فرمود: سوار شو كه خداى تعالى و پيغمبرش از تو خشنودند، أمير المؤمنين ٧ (كه اين مژده را شنيد) از خوشحالى گريان شد و بمنزل خويش رفت، و آنچه بغنيمت آورده بود تسليم مسلمانان كرد، پس پيغمبر ٦ ببرخى از آنان كه در لشكر اسلام بهمراهى على ٧ رفته بودند، فرمود:
أمير و فرمانده خود (يعنى على) را چگونه ديديد؟ عرضكردند: چيزى غير از خوبى از او نديديم جز آنكه در تمام نمازها كه ما پشت سرش خوانديم سوره قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ميخواند؟! رسول خدا ٦ فرمود: من اين مطلب را از او خواهم پرسيد، چون على ٧ بنزد پيغمبر ٦ آمد حضرت باو فرمود: چرا در نمازهائى كه با ايشان خواندى جز سوره اخلاص (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) سوره ديگرى نخواندى؟ عرضكرد: اى رسول خدا من اين سوره را دوست دارم. پيغمبر ٦ فرمود: براستى كه خدا نيز تو را دوست دارد چنانچه تو سوره توحيد را دوست دارى. سپس فرمود: اى على اگر من نميترسيدم از اينكه گروههائى از مسلمانان در باره تو بگويند آنچه را نصارى (و مسيحيان) در باره عيسى بن مريم گفتند (كه او را خدا و يا پسر خدا خواندند) امروز سخنى در بارهات ميگفتم كه بهيچ گروهى از مردم نگذرى جز آنكه خاك زير پايت را (براى تبرك) بردارند.
[فصل (٢٨) نازل شدن سوره و العاديات در باره جنگ مزبور]
پس از آنچه گفته شد آشكارا گرديد كه فتح اين جنگ بدست أمير المؤمنين ٧ بود، پس از آنكه از ديگران آن تبهكارى و سستى سرزد (و از برابر جنگ با دشمنان دين گريختند) و ستايش