ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٥٣ - فصل(١٤) علمدارى على ع در جريان فتح مكه
داستان بيان شد فضيلتى جداگانه براى على ٧ بود كه كسى با او شركت نجست، و نزديك بدان فضيلت هم براى كسى ميسر نگشت تا چه رسد باينكه همپايه او شود.
[فصل (١٤) علمدارى على ع در جريان فتح مكه]
و از جمله فضائل آن حضرت اين است كه در روز فتح مكه پيغمبر ٦ بيرق جنگ را بسعد بن عباده (كه در جنگها پرچمدار انصار مدينه و بزرگ آنان بود) سپرد، و باو دستور داد كه پيشاپيش آن حضرت بمكه وارد شود، پس سعد پرچم را بدست گرفت و رجزى ميخواند (كه ترجمهاش اينست:) امروز روز جنگ و كشتار است (يا روزى است كه گوشتهاى كشتگان روى هم انباشته گردد) و امروز روزى است كه حرمتها از بين برود (يا پردگيان اسير شوند) پس برخى از مردمان به پيغمبر ٦ عرضكردند: آيا بآنچه سعد گويد گوش فرا داديد؟ و شنيديد چه ميگويد؟ بخدا، ميترسيم كه امروز سعد در باره قريش با خشونت رفتار كند، و باهل مكه يورش برد، رسول خدا ٦ بأمير المؤمنين ٧ فرمود: خود را بسعد برسان و پرچم را از او بستان، و تو در جلوى ما با پرچم جنگ وارد مكه شود، و با اين دستور رسول خدا ٦ بوسيله امير المؤمنين ٧ از يك پيش آمد ناگوار، و يورش بردن سعد بر اهل مكه جلوگيرى فرمود، و از آن سو ميدانست كه انصار تن در ندهند و راضى نشوند كه كسى بيرق را از دست سعد بن عباده بزرگ آنان بگيرد، و از اين مقام و منصب بزرگى كه رسول خدا ٦ باو داده او را بر كنار كند جز آن كس كه از نظر شخصيت و ارجمندى مقام چون رسول خدا ٦ باشد و چون آن حضرت پيرويش بر همگان لازم و واجب باشد (و كسى جز على ٧ داراى اين صفات نبود) و اگر جز او كسى