ترجمه ارشاد شيخ مفيد - رسولي محلاتي، سيد هاشم - الصفحة ٢٥١ - فصل(٢٥) سخنان او هنگام عبور بر كشتهگان جنگ جمل
چون آگاه شدند گرفتار شده و در جنگ فرو رفته بودند پس كشته شدند، سپس اندكى راه رفت و بكعب بن سور گذر كرده فرموده: اين مرد بر ما شوريد و در گردن خود قرآنى داشت و مىپنداشت كه مادرش را (يعنى عايشه كه او را ام المؤمنين- مادر مؤمنين- ميخواندند) يارى ميكند، مردم را بآنچه در قرآن بود ميخواند در صورتى كه خود او نميدانست چه در آن است، سپس مددخواهى از خدا خواست كه بر ما پيروز شود پس نااميد شد از مدد الهى هر ستمكار عناد پيشهاى، آگاه باشيد كه او از خدا خواست مرا بكشد و خدا او را كشت، كعب بن سور را بنشانيد، پس او را نشاندند، امير المؤمنين ٧ باو فرمود: اى كعب من آنچه پروردگارم بمن وعده فرموده بود حق و درست يافتم، آيا تو نيز آنچه پروردگارت بتو وعده كرده بود حق يافتى (و ديدى كه درست و صحيح است؟) سپس فرمود: بخوابانيد كعب را، و بطلحة عبور كرده فرمود: اين بود شكننده بيعت با من و فتنه انداز در ميان امت و لشكر كشاننده بر سر من و خواننده مردمان بسوى جنگ و كشتن من و كشتن خاندانم، طلحة را بنشانيد، پس او را نشاندند، امير المؤمنين ٧ باو فرمود: اى طلحة براستى من آنچه پروردگارم بمن وعده فرموده بود بحق دريافتم پس آيا تو نيز آنچه پروردگارت بتو وعده كرده بود بحق يافتى؟ سپس فرمود: طلحة را بخوابانيد و گذشت، پس برخى از كسانى كه همراه آن حضرت ٧ بودند عرضكردند: اى امير مؤمنان آيا با كعب و طلحة پس از كشتهشدنشان سخن ميگوئى؟ فرمود: بخدا سوگند سخن مرا شنيدند چنانچه شنيدند سخنان رسول خدا ٦ را آنان كه در جنگ بدر (از مشركين كشته شدند و اجسادشان را) در گودالى ريختند (و پيغمبر بالاى آن گودال آمده بهمين گونه كه من گفتم با ايشان سخن گفت).